أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ
أ نمىبينى آنها را كه داده شدند بهرهاى از تورات موسى ،
يُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ
خوانده مىشوند به كتاب خداى تعالى ، تا حكم كند ميان ايشان به فرمان مولى ؛
ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ
بازمىگردند گروه از ايشان ، و ايشان روى گردانندگان و حق را مانندگان . ( 23 )
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ
اين بدانست كه ايشان گفتند نبساود ما را دوزخ باسوز « 1 » ، مگر روزهاى شمرده به قدر عمر « 2 » ما هفت روز ، يا چهل روز ؛
وَ غَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ
و فريفتشان ، و از دين حق بدين باطل بكيفتشان « 3 » ؛ اين « 4 » دروغ ايشان كه بر خداى تعالى مىگفتند ، و به راه باطل مىرفتند . ( 24 )
فَكَيْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ
چگونه كنند آنگه كه « 5 » گرد آريمشان به قيامت ، در روزى كه نيست در بودن وى هيچ شبهت ،
وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ
و تمام داده شود هر تنى را « 6 » جزاى آنچه « 7 » كرد از طاعت و معصيت ،
وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
و بر ايشان ستم نرود به كم كردن مثوبت ، و فزودن « 8 » عقوبت .
( 25 )
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ
بگو يا محمداى بارخداى سزا به بار خدايى ، و اى پادشاه سزا به پادشاهى ،
تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ
تو دهى پادشاهى ، آن را كه خواهى ،
وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ
و تو ستانى از هر كه خواهى ملك و پادشاهى ؛
هامش
( 1 ) - ن : پرسوز .
( 2 ) - اصل : عمل .
( 3 ) - اصل : بكيفشان .
( 4 ) - ن : آن .
( 5 ) - اصل : آنك .
( 6 ) - ن : « را » ندارد
( 7 ) - ن : آنج .
( 8 ) - ن : يا بفزودن .