هفشردن :
إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً
؛ من خويشتن را در خواب ديدم كه انگور مىهفشردم تا مىكنم . ( يوسف / 36 ، متن ص 192 )
يازيدن :
ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ
؛ و انگاه به من يازيد و بر من خيزيد و به من رويد و همه بر من پائيد .
( يونس / 71 ، متن ص 132 )
4 - نمونههايى از فعلهاى مركب و همنشين
آزادى كردن :
وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
؛ و شما را روزى داد از خوشهاى روزى و پاكهاء آن تا مگر آزادى كنيد . ( انفال / 26 ، متن ص 18 )
افسوس داشتن :
قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ
؛ گوى همين افسوس مىداريد اين تهديد است كه اللّه بيرون خواهد آورد از دلهاى شما آنچ مىپرهيزيد از وغستن آن .
( توبه / 64 ، متن ص 66 )
افسوس كردن :
قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ
؛ گوى بخداى و بسخنان او و دين او و رسول او مىافسوس كرديد . ( توبه / 65 ، متن ص 67 )
اويژه گشتن :
يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ
؛ تا پرداخته گردد شما را و خالى روى پدر شما يعنى اويژه گردد شما را مهر دل پدر شما . ( يوسف / 9 ، متن ص 186 )
بديس دادن / پديس دادن : كفار در مسلمانشدگان مىزاريدند و بديس مىدادند و تهديد مىكردند . ( انفال / 27 ، متن ص 19 )
برستاد داشتن : آنكس كه برستاد دارد به نگهبانى و مىكردار خلق شمارد . ( رعد / 33 ، متن ص 236 )
بل كردن ؟ : و اين آنست كه مردمان گويند در مثل كه بل كرد . ( انفال / 57 ، متن ص 31 )
پشت باز كردن :
فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ
؛ من پشت به خداى باز كردم و كار خود به او سپردم و او را كارساز پسنديدم . ( يونس / 71 ، متن ص 132 )
:
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ
؛ كار به او وسپردم و پشت به او باز كردم . ( يوسف / 67 ، متن ص 204 )