دو گروه شدن :
فَاخْتُلِفَ فِيهِ
؛ اهل توريت در توريت دو گروه شدند . ( هود / 110 ، متن ص 180 )
دو گروه گشتن :
فَاخْتُلِفَ فِيهِ
؛ دو گروه گشتند در استوار داشتن خبر پيغامبرى محمد . ( هود / 110 ، متن ص 180 )
رسته شدن :
مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ
؛ خو كردند و استاد شدند و قيل رسته شدند . ( توبه / 101 ، متن ص 84 )
ساز ساختن :
وَ إِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ ؛
ار خواهند كه بفرهبند ترا به صلح از خويشتن مشغول دارند تا ساز سازند بسندهء تو اللّه است . ( انفال / 62 ، متن ص 32 )
سامان گوم بودن :
فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ؛
در گزافكارى خويش سامان گوم مىبند . ( يونس / 11 ، متن ص 106 )
سبكسارى كردن :
وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ؛
هركه به تو رساد و بسروردار از ديو ترا بسرورداشتن و سبكسارى كردن فرياد خواه بخداى و فوژاى جوى كه او شنوايى است دانا . ( اعراف / 200 ، متن ص 10 )
شواشانان دادن :
وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ؛
مومنانرا شواشانان ده . ( يونس / 87 ، متن ص 136 )
شوخ شدن :
مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ ؛
شوخ شدهاند و خوسته بر دور روى و دو زبانى . ( توبه / 101 ، متن ص 84 )
طنز كردن : . . . و بر اندك بو عقيل را طنز كردند . ( توبه / 79 ، متن ص 73 )
عادت كردن :
مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ ؛
خو كردند و استاد شدند و قيل رسته شدند و قيل تمرد كردند و ستيزه كردند . المرود عادت كردن . ( توبه / 101 ، متن ص 84 )
كژ نمودن :
لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا ؛
گويند چشمهاء ما بپوشيدهاند و بر بستهاند يعنى كژ نمودهاند . ( حجر / 15 ، متن ص 259 )
كم آوردن :
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ؛
انگه كافرانرا كم آرم و غلبه كنم تا حق از باطل پيدا شود . ( انفال / 37 - 36 ، متن ص 22 )
:
فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ ؛
آن مالها نفقت كنند پس آنگه آن نفقه بريشان تفريغ گردد . و پس آنگه ايشانرا باز شكنند و كم آرند و غلبه كنند . ( انفال / 36 ،