تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة مقدمهء مصحح 55

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٥٥
پشتى داشتن :
وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ
؛ و چرا كه ما پشتى نداريم و توكل نكنيم بر اللّه . ( ابراهيم / 12 ، متن ص 245 ) تفريغ گشتن :
فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً
؛ آن مالها نفقت كنند پس آنكه آن نفقه بريشان تفريغ گردد . ( انفال / 36 ، متن ص 22 ) جذا جذ رفتن :
إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
؛ خداوند تو داورى برد ميان ايشان روز رستاخيز بپاداش دادن هرگروه را در آن جذا جذ رفتن كه مىرفتند . ( يونس / 93 ، متن ص 138 ) جذ كردن :
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
؛ اللّه جذ نكند و بنه گرداند آنچ قوم دارند و در آن بند از نيكوى حال تا ايشان جذ كنند و بگردانند آنچ بر دست دارند از نيكوى افعال . ( رعد / 11 ، متن ص 225 ) دست‌رس دادن :
وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ
؛ و همچنان باز ساختيم و دست‌رس داديم و جاىداديم يوسف را در زمين مصر . ( يوسف / 21 ، متن ص 190 ) درواخ بستن :
وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ
؛ و ايشان كه شكنند پيمان خداى از پس درواخ بستن پيمان او . ( رعد / 25 ، متن ص 232 ) درواخ بودن :
فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ
؛ در دل كنيد و آهنگ كنيد و درواخ بيد و كار سازيد . ( يونس / 71 ، متن ص 132 ) درواخ داشتن :
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ
؛ درواخ مىدارد اللّه گورفيدگانرا به آن سخن درواخ . ( ابراهيم / 27 ، متن ص 250 ) درواخ شدن :
وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ
؛ و بود از آن كس كه بر وى گومى از حكم خداى پيش شده بود و درواخ . ( نحل / 36 ، متن ص 272 ) درواخ كردن :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ
؛ مىسترد آنچه خواهد و درواخ مىكند آنچه مىخواهد . ( رعد / 39 ، متن ص 239 ) دل دادن :
فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا
؛ دل دهيد گورفيدگانرا و بر جاى داريد . ( انفال / 12 ، متن ص 14 )
بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة مقدمهء مصحح 55 | مؤلف مجهول / سيد مرتضى آية الله زاده شيرازى