پشتى داشتن :
وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ
؛ و چرا كه ما پشتى نداريم و توكل نكنيم بر اللّه .
( ابراهيم / 12 ، متن ص 245 )
تفريغ گشتن :
فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً
؛ آن مالها نفقت كنند پس آنكه آن نفقه بريشان تفريغ گردد . ( انفال / 36 ، متن ص 22 )
جذا جذ رفتن :
إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
؛ خداوند تو داورى برد ميان ايشان روز رستاخيز بپاداش دادن هرگروه را در آن جذا جذ رفتن كه مىرفتند . ( يونس / 93 ، متن ص 138 )
جذ كردن :
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
؛ اللّه جذ نكند و بنه گرداند آنچ قوم دارند و در آن بند از نيكوى حال تا ايشان جذ كنند و بگردانند آنچ بر دست دارند از نيكوى افعال . ( رعد / 11 ، متن ص 225 )
دسترس دادن :
وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ
؛ و همچنان باز ساختيم و دسترس داديم و جاىداديم يوسف را در زمين مصر . ( يوسف / 21 ، متن ص 190 )
درواخ بستن :
وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ
؛ و ايشان كه شكنند پيمان خداى از پس درواخ بستن پيمان او . ( رعد / 25 ، متن ص 232 )
درواخ بودن :
فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ
؛ در دل كنيد و آهنگ كنيد و درواخ بيد و كار سازيد . ( يونس / 71 ، متن ص 132 )
درواخ داشتن :
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ
؛ درواخ مىدارد اللّه گورفيدگانرا به آن سخن درواخ . ( ابراهيم / 27 ، متن ص 250 )
درواخ شدن :
وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ
؛ و بود از آن كس كه بر وى گومى از حكم خداى پيش شده بود و درواخ . ( نحل / 36 ، متن ص 272 )
درواخ كردن :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ
؛ مىسترد آنچه خواهد و درواخ مىكند آنچه مىخواهد . ( رعد / 39 ، متن ص 239 )
دل دادن :
فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا
؛ دل دهيد گورفيدگانرا و بر جاى داريد . ( انفال / 12 ، متن ص 14 )