تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة مقدمهء مصحح 40

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٤٠
برخى از واژه‌هايى كه در بالا آمد در نوشته‌هاى قديم فارسى ، يا به همين صورت و يا با اندك تفاوتى ، به كار رفته‌اند كه نمونه‌هايى از آنها را مىآوريم : استاد شدن : در لسان التنزيل در برابر مردوا ، خو كردند و استاد شدند و قيل تمرّد كردند و ستيزه كردند . المرود : عادت كردن ( ص 171 ) مقدمة الادب ص 588 و لسان التنزيل ص 113 انبرته : در اين ترجمه تفسير در برابر بطر و اتراف آمده است . اين واژه از مصدر انبردن - انباردن است كه با دو دگرگونى آوايى به كار گرفته شده است . واژهء انباردن - هنباردن در نوشته‌هاى فارسى ، بويژه ترجمه‌هاى قرآنى ، فراوان به كار رفته است : « بطر انباردگى باشد از نعمت » ( تفسير قرآن مجيد ج 1 ص 409 ) « و اندرين دنيا مالهاى بسيارشان داده بوديم تا نازمينه و انبارده گشته بودند » ( تفسيرى بر عشر ، ص 295 ) « . . . عصيان و طغيان كه ورزيدند و از نعم وافره انبارده شدند » . ( طوطىنامه ، ص 84 ) انو - آنو اين واژه ، در اين ترجمه تفسير و متن‌هاى ديگرى كه با آن سنجيده‌ايم ، فراوان به كار رفته است و همه جا در معنى آنجا است و اين همان معنى است كه در نوشته‌هاى پهلوى هم آمده است . بنگريد به : واژه‌نامهء گزيده‌هاى زاد اسپرم ، ص 412 واژه‌نامهء مينوى خرد ، ص 113 واژه‌نامهء ارتاى ويراز نامك ، ص 191 فرهنگ هزوارش‌هاى پهلوى ، ص 207 و 16 . اواذه ( - اواده ) اين واژه در برابر ذرّيت آمده است . كلمهء اواده مىتواند بخش دوم از واژه‌هاى هفتواد و خانواده باشد .
بدان شهر بىچيز و خرم نهاد * يكى مرد بد نام او هفتواد
برين گونه بر ، نام او از چه رفت * ازيراك او را پسر بود هفت
( شاهنامه ، مسكو ، ج 7 ص 140 )