است . واحد الاساطير اسطورة و قيل اسطار .
وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ
، اين هم ، نضر حارث است اين كوينده . و آنكه كه كفت كه خذايا ، كر اين محمد و آنج او مىآرد ، راست است از نزديك تو ، بس بر ما سنك باران از آسمان يا عذاب دردنماى آر .
[ سوره الأنفال ( 8 ) : آيه 33 ]
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ( 33 )
و نيست خذاى آن را كه ايشانرا عذاب كند و تو در ميان ايشان . كفتهاند كه اين مقدار منسوخ است . ناسخ اين آنست كه بر عقب او كه :
وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ
. الآية * جنانكه آنجا كفت :
وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ
الى قوله
أَوْ بِأَيْدِينا
* فعذبهم يوم بايدى المسلمين *
وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ
اين آيت محكم [ 20 ] است .
و كفتهاند نه منسوخ است آن ديكر نيم آيت اول ، از بهر آن را كه تا مصطفى صلى اللّه عليه و سلم به مكه در ميان ايشان بوذ ، عذاب نيامذ ، اين عذاب بس هجرت آمذ بمدينه . و كفتهاند كه
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ
آن عذاب عام است باستيصال ، جنانك در امم و قرون بيشينان بوذ ، اين امت از جنان ، بزينهاراند . و اينكه
وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ
، اين عذاب خاص است قوم را دون قوم
وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ
، و نيست خذاى عذاب كردن ايشانرا تا ايشان آمرزش مىخواهند ، يعنى تامى شهادت كويند و مى اسلام آرند . اين استغفار ايذر توحيد است . و در قرآن نوح را است و هود را و صالح را و شعيب را كه فرا قوم خويش كفتند كه :
اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ *
* و عدىّ بن حاتم الطّائى مصطفى را برسيد كه آنج بذر او مىكرد حاتم ، هيج به كار آيد ؟ و عايشه عبد اللّه جدعان را هم از مصطفى برسيد هر دو را جواب داد و ما يغنى عنه ، و لم يقل ربّ اغفر لي ، يعنى لم يوحّد . بس ، از بهر آن ، شهادت را استغفار خواند ، كه شهادت كوى ، خويشتن را به آن آورد ، كه او را بيامرزند ، بس شهادت آمرزش خواستن است .