براى آنكه با موضوع معرفت نفس بيشتر آشنا شويم به جايگاه آن در لسان ائمه عليهم السلام توجه مىنمايم :
در كتاب الدرر و الغرر از على عليه السلام روايت شده است كه فرمود :
1 - عارف كسى است كه نفس خود را بشناسد و او را آزاد سازد ، و از هر چيزى كه دورش مىكند منزهش بدارد . « 1 »
2 - و نيز فرمود : بزرگترين جهلها جهل انسان است به نفس خويش .
3 - و ؛ بزرگترين حكمتها براى انسان نفس خود را شناختن است .
4 - و ؛ از مردم هر كس كه بيشتر نفس خود را مىشناسد او از پروردگار ترسندهتر است .
5 - و ؛ بهترين عقل انسان خودشناسى اوست ، بنابراين كسى كه خود را شناخت خردمندى يافت ، و كسى كه نادان به نفس خود بود گمراه شد .
6 - و ؛ در شگفتم از كسى كه براى گمشده خود جار مىزند ، و از اين و آن مىپرسد ، در حالى كه خودش را گم كرده و در پى يافتن خود نيست . « 2 »
7 - و ؛ در شگفتم ، از كسى كه خود را نشناخته چگونه مىتواند پروردگار خود را بشناسد .
8 - و ؛ كمال معرفت و نهايت درجهى آن اين است كه آدمى خود را بشناسد .
9 - و ؛ چگونه ديگرى را مىشناسد ، كسى كه هنوز خود را نشناخته ؟
10 - و ؛ در معرفت آدمى همين بس كه خود را بشناسد ، و در نادانيش همين بس كه خود را نشناسد . « 3 »
11 - و ؛ هر كه خود را بشناسد مجرد شده است .
12 - و ؛ هر كه نفس خود را شناخت ، مجاهده با نفس نمود ، و هر كه نفس خود نشناخت آن را واگذاشت و رهايش كرد . « 4 »
13 - و ؛ هر كه نفس خود شناخت كارش بالا گرفت .
14 - و ؛ هر كه نفس خويش را بشناسد ديگران را بهتر مىشناسد ، و هر كس نسبت به نفس خود جاهل باشد نسبت به ديگران جاهلتر است .
15 - و ؛ هر كس نفس خود را شناخت به غايت و نتيجه هر علم و معرفتى رسيده است . « 5 »
16 - و ؛ هر كس نفس خود را نشناخت از راه نجات دور افتاد ، و در گمراهى و جهالت گيج و سرگردان شد . « 6 »
17 - و ؛ معرفت نفس نافعترين معرفتها است .
18 - و ؛ رستگارى و فوز اكبر براى كسى است كه به معرفت نفس موفق شود .
هامش
( 1 ) - خوانسارى ، شرح غررالحكم ، ج 2 ، ص 48
( 2 ) - روايتهاى 2 و 3 و 4 و 5 و 6 از جلد 2 غررالحكم خوانسارى / صص 88 و 91 و 442
( 3 ) - روايتهاى 7 و 8 و 9 و 10 از جلد 4 غررالحكم خوانسارى / صص 341 ، 372 ، 565 ، 575
( 4 ) - روايتهاى 11 و 12 از جلد 5 غررالحكم خوانسارى / ص 172 ، 178
( 5 ) - روايتهاى 13 و 14 و 15 از جلد 5 غررالحكم خوانسارى / ص 208 ، 363 ، 405 ، 426
( 6 ) - خوانسارى ، غررالحكم ، ج 2 ، ص 706