تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
براى آنكه با موضوع معرفت نفس بيشتر آشنا شويم به جايگاه آن در لسان ائمه عليهم السلام توجه مىنمايم : در كتاب الدرر و الغرر از على عليه السلام روايت شده است كه فرمود : 1 - عارف كسى است كه نفس خود را بشناسد و او را آزاد سازد ، و از هر چيزى كه دورش مىكند منزهش بدارد . « 1 » 2 - و نيز فرمود : بزرگترين جهل‌ها جهل انسان است به نفس خويش . 3 - و ؛ بزرگترين حكمت‌ها براى انسان نفس خود را شناختن است . 4 - و ؛ از مردم هر كس كه بيشتر نفس خود را مىشناسد او از پروردگار ترسنده‌تر است . 5 - و ؛ بهترين عقل انسان خودشناسى اوست ، بنابراين كسى كه خود را شناخت خردمندى يافت ، و كسى كه نادان به نفس خود بود گمراه شد . 6 - و ؛ در شگفتم از كسى كه براى گمشده خود جار مىزند ، و از اين و آن مىپرسد ، در حالى كه خودش را گم كرده و در پى يافتن خود نيست . « 2 » 7 - و ؛ در شگفتم ، از كسى كه خود را نشناخته چگونه مىتواند پروردگار خود را بشناسد . 8 - و ؛ كمال معرفت و نهايت درجه‌ى آن اين است كه آدمى خود را بشناسد . 9 - و ؛ چگونه ديگرى را مىشناسد ، كسى كه هنوز خود را نشناخته ؟ 10 - و ؛ در معرفت آدمى همين بس كه خود را بشناسد ، و در نادانيش همين بس كه خود را نشناسد . « 3 » 11 - و ؛ هر كه خود را بشناسد مجرد شده است . 12 - و ؛ هر كه نفس خود را شناخت ، مجاهده با نفس نمود ، و هر كه نفس خود نشناخت آن را واگذاشت و رهايش كرد . « 4 » 13 - و ؛ هر كه نفس خود شناخت كارش بالا گرفت . 14 - و ؛ هر كه نفس خويش را بشناسد ديگران را بهتر مىشناسد ، و هر كس نسبت به نفس خود جاهل باشد نسبت به ديگران جاهل‌تر است . 15 - و ؛ هر كس نفس خود را شناخت به غايت و نتيجه هر علم و معرفتى رسيده است . « 5 » 16 - و ؛ هر كس نفس خود را نشناخت از راه نجات دور افتاد ، و در گمراهى و جهالت گيج و سرگردان شد . « 6 » 17 - و ؛ معرفت نفس نافع‌ترين معرفت‌ها است . 18 - و ؛ رستگارى و فوز اكبر براى كسى است كه به معرفت نفس موفق شود .
هامش
( 1 ) - خوانسارى ، شرح غررالحكم ، ج 2 ، ص 48 ( 2 ) - روايت‌هاى 2 و 3 و 4 و 5 و 6 از جلد 2 غررالحكم خوانسارى / صص 88 و 91 و 442 ( 3 ) - روايت‌هاى 7 و 8 و 9 و 10 از جلد 4 غررالحكم خوانسارى / صص 341 ، 372 ، 565 ، 575 ( 4 ) - روايت‌هاى 11 و 12 از جلد 5 غررالحكم خوانسارى / ص 172 ، 178 ( 5 ) - روايت‌هاى 13 و 14 و 15 از جلد 5 غررالحكم خوانسارى / ص 208 ، 363 ، 405 ، 426 ( 6 ) - خوانسارى ، غررالحكم ، ج 2 ، ص 706