پس طريق توجه به نفس را كه از روش هاى عرفانى ملا حسينقلى همدانى بوده است ، توسط شاگردان ايشان ، كه ملازم معرفت رب بود ، پيموده مى شد . « 1 »
3 ) تبين معرفت نفس بعنوان جلوه اى رخ نموده در حريم روانشناسى عرفانى
با توجه به اين كه طريقة عرفاى بزرگواراسلامى در سير و سلوك بر مبناى معرفت نفس بوده است ما در اينجا سعى بر اين خواهيم نمود كه بطور مختصر به آن بپردازيم :
« يا ايهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيكُمْ انْفُسَكُمْ لا يضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ اذَا اهْتَدَيتُمْ » « 2 »
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، بر شما باد رعايت نفس خودتان ، چه آنان كه گمراه شدهاند ، گمراهىشان به شما ضرر نمىرساند ، اگر شما خود راه را از دست ندهيد .
لفظ « عليكم » در اينجا اسم فعل است ، و در فارسى به معناى « برشما باد » و كلمهى « انفسكم » مفعول آن است ، و خود معلوم است كه گمراهى و هدايت ( كه دو معناى متقابلند ) معنايى هستند كه در سلوك طريق محقق مىشوند ، و در غير آن معنا ندارند ، كسى كه همواره مراقب است از وسط جاده حركت كند به نقطهاى كه جاده به آن منتهى مىشود مىرسد ، و آن نقطه همان غايت مطلوبى است كه هر انسان سالكى غرضش رسيدن به آن است ، چنين كسى را مىگويند هدايت شده و بر عكس اگر در اين راه سهلانگارى كند ، و از وسط جاده به اين طرف و آن طرف متمايل شود ، بتدريج گمراه شده و نتيجه مطلوب از او فوت مىشود ، چنين كسى را گمراه شده مىگويند .
پس در حقيقت آيهى شريفه براى انسان راهى و هدفى فرض كرده كه هر كس بسوى آن هدف حركت مىكند ، و چنين فرض كرده كه بعضى كمال مراقبت را در گم نشدن و راه را از دست ندان به كار برده و به هدف مىرسند و بعضى ديگر از راه منحرف شده و گمراه مىگردند .
و از اينكه با جملة « عَلَيكُمْ انْفُسَكُمْ » مؤمنين را امر به پرداختن به نفس خود نموده ، به خوبى فهميده مىشود كه راهى كه به سلوك آن امر فرموده همان نفس مؤمن است ، زيرا وقتى گفته مىشود : زنهار راه را گم مكن ، معنايش نگهدارى خود راه است نه جدا نشدن از راهروان ، پس در اينجا هم كه مىفرمايد : زنهار كه نفسهايتان را از دست دهيد ، معلوم مىشود نفسها همان راه هستند ، نه راهرو .
هامش
( 1 ) - يادنامهى استاد مطهرى ، ج 1 ، ص 250
( 2 ) - سورهى مائده ، آيه 105