و همچنين ساير شرطها را كه در مسأله 2483 گفته شد شرح دهند مگر اينكه بدانيم كسى كه شهادت مىدهد تمام شرايط را به حسب اجتهاد و يا تقليد كسى كه مىخواهد ترتيب اثر دهد مىداند و كفايت نمىكند كه شرايط را به حسب اجتهاد يا تقليد خود و يا كسى كه بچه بعد از بلوغ از او تقليد مىكند بداند و در مواردىكه اختلاف اجتهاد و يا تقليد بين كسانى كه مىخواهند ترتيب اثر دهند باشد بايد احتياط را مراعات نمايند .
مسأله 2506 - اگر شك كنند بچه به مقدارى كه علت محرم شدن است شير خورده يا نه ، يا گمان داشته باشند به آن مقدار شير خورده ، بچه به كسى محرم نمىشود ولى بهتر آن است كه احتياط كنند .
احكام طلاق
مسأله 2507 - مردى كه زن خود را طلاق مىدهد ، بايد بالغ و عاقل باشد و به اختيار خود طلاق دهد و اگر او را مجبور كنند كه زنش را طلاق دهد طلاق باطل است و نيز بايد قصد طلاق داشته باشد ، پس اگر صيغه طلاق را به شوخى بگويد صحيح نيست .
مسأله 2508 - زن بايد در وقت طلاق از خون حيض و نفاس پاك باشد و شوهرش در آن پاكى با او نزديكى نكرده باشد و تفصيل اين دو شرط در مسائل آينده گفته مىشود .
مسأله 2509 - طلاق دادن زن در حال حيض يا نفاس در سه صورت صحيح است :
اول - آنكه شوهرش بعد از ازدواج با او نزديكى نكرده باشد .
دوم - معلوم باشد آبستن است و اگر معلوم نباشد و شوهر در حال حيض طلاقش بدهد ، و بعد بفهمد آبستن بوده اگر بخواهد آثار طلاق صحيح بر آن بار شود احتياط واجب آن است كه او را دوباره طلاق دهد و اگر بخواهند زن و شوهر باشند در صورتى كه طلاق رجعى باشد مرد رجوع نمايد و اگر بائن باشد صيغه عقد را بنابر احتياط واجب دوباره بخوانند .