تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله عمليه هداية المتقين (به انضمام رساله مضاربه و مسائل ديگر روز) (فارسى) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
شكايت دارد و نزد حاكم شرع شكايت برده و حكم آن تمام نشده باشد مثل ادعاى زناشويى كه در امثال اينها هم مىشود كسى ضامن مدعى عليه يعنى كسى كه ادعاى حق بر او شده شود تا وقت حكم در دسترس قرار داده شود و كسى كه اين طور ضامن شود او را كفيل گويند . مسأله 2332 - كفالت در صورتى صحيح است كه كفيل به هر لفظى اگر چه عربى نباشد به طلبكار بگويد كه من ضامنم هر وقت بدهكار خود را بخواهى مثلًا به دست تو بدهم و طلبكار هم قبول نمايد و يا به غير لفظ مثل نوشتن ورقه‌اى و امضاى آن ظاهر كند كه كفيل است . مسأله 2333 - كفيل بايد مكلف و عاقل باشد و او را در كفالت مجبور نكرده باشند و بتواند كسى را كه كفيل او شده حاضر نمايد و نيز سفيه و مفلس هم نباشد . مسأله 2334 - يكى از پنج چيز كفالت را به هم مىزند : اول - كفيل بدهكار را به دست طلبكار بدهد . دوم - طلب طلبكار داده شود . سوم - طلبكار از طلب خود بگذرد . چهارم - بدهكار بميرد و يا كفيل بميرد و يا طلبكار حق خود را به ديگرى نقل كند به حواله يا غير آن . پنجم - طلبكار كفيل را از كفالت آزاد كند . مسأله 2335 - اگر كسى به زور مثلًا بدهكار را از دست طلبكار رها كند چنانچه طلبكار دسترسى به او نداشته باشد كسى كه بدهكار را رها كرده بايد او را به دست طلبكار بدهد و يا اينكه بدهى او را به طلبكار بپردازد اگر كفالت مربوط به بدهى باشد .