تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله عمليه هداية المتقين (به انضمام رساله مضاربه و مسائل ديگر روز) (فارسى) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
است پس اگر بدهكار بدهى خود را نداد كسى كه ضامن او شده بايد بدهى او را بدهد و ضمانت او از اول عقد ضمان براى بعد از ندادن او جزمى است و شرط بودن تنجيز در عقد در همه جا دليل ندارد . مسأله 2322 - كسى كه انسان ضامن بدهى او مىشود بايد بدهكار باشد ولى اگر كسى بخواهد از ديگرى قرض كند و ضامن به كسى كه قرض مىدهد بگويد اگر به او اين مبلغ را قرض دادى من ضامن هستم چنانچه در مسأله قبل گذشت احتياط در عمل به ضمان است بلكه صحيح بودن ضمان او خالى از قوت نيست . مسأله 2323 - در صورتى انسان مىتواند ضامن شود كه طلبكار و بدهكار و جنس بدهى همه معين باشد و اگر در واقع معين باشد مثل اينكه در دفتر نوشته باشد و ظاهراً معلوم نباشد باز هم صحيح نيست پس اگر دو نفر از كسى طلبكار باشند و انسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى از شما دو نفر را بدهم چون معين نكرده كه طلب كدام را مىدهد ضامن شدن او باطل است . و نيز اگر كسى از دو نفر طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن هستم كه بدهى يكى از آن دو نفر را به تو بدهم چون معين نكرده كه بدهى كدام را مىدهد ضامن شدن او باطل مىباشد و همچنين اگر كسى از ديگرى مثلًا ده من گندم و ده تومان پول طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن يكى از دو طلب تو هستم و معين نكند كه ضامن گندم است يا ضامن پول ، صحيح نيست . مسأله 2324 - اگر طلبكار طلب خود را به ضامن ببخشد ضامن نمىتواند از بدهكار چيزى بگيرد و اگر مقدارى از آن را ببخشد يا او را برىء الذمه كند از آن مقدار بعداً نمىتواند آن مقدار را از او مطالبه كند . مسأله 2325 - اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد نمىتواند از ضامن شدن خود برگردد . مسأله 2326 - ضامن و طلبكار مىتوانند شرط كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را به هم بزنند .