نشود در مسجدى كه استفاده از آن در آن مسجد به نظر واقف نزديكتر است از آن استفاده كرد پس اگر طورى باشد كه بدانيم نظر واقف اين بوده كه از عين آن چيز استفاده شود بايد تا ممكن است همانطور رفتار شود ولى اگر ممكن نيست مىتوانند با اذن حاكم شرع آن را بفروشند و پول آن را در همان مسجد به مصرفى برسانند كه به مقصود وقف كننده نزديكتر باشد مثلًا حصير بزرگ پارهاى را كه جز به درد سوختن نمىخورد بفروشند و از پول آن براى آن مسجد حصير كوچكى يا فرش مناسب ديگر تهيه نمايند .
مسأله 2105 - هرگاه بين كسانى كه مال را براى آنان وقف كردهاند به طورى اختلاف پيدا شود كه اگر مال وقف را نفروشند اطمينان داشته باشند يا گمانى كه نزديك به اطمينان است كه جانى تلف شود مىتوانند آن را بفروشند و به مصرفى كه به مقصود وقف كننده نزديكتر است برسانند . ولى اگر اطمينان يا گمان نزديك به آن داشته باشند كه اگر وقف را نفروشند مالى تلف مىشود اگر حفظ آن مال مهمتر باشد از بقاى وقف ، و يا مال ، مال خود وقف باشد مىشود وقف را فروخت و به مصرفى كه به نظر وقفكننده نزديكتر باشد رسانيد ولى اگر چنين نباشد براى تلف هر مالى نمىتوان وقف را فروخت .
مسأله 2106 - خريد و فروش ملكى كه آن را به ديگرى اجاره دادهاند اشكال ندارد ، ولى استفاده آن ملك در مدت اجاره مال مستأجر است . و اگر خريدار نداند كه آن ملك را اجاره دادهاند ، يا به گمان اينكه مدت اجاره كم است ملك را خريده باشد ، پس از اطلاع مىتواند معامله خودش را به هم بزند .
صيغهء خريد و فروش
مسأله 2107 - در خريد و فروش لازم نيست صيغه عربى بخوانند ، مثلًا اگر فروشنده به فارسى بگويد اين مال را در عوض اين پول فروختم و مشترى بگويد قبول كردم معامله صحيح است ، ولى خريدار و فروشنده بايد قصد انشا داشته باشند ، يعنى به گفتن اين دو جمله مقصودشان ايجاد خريد و فروش در ظرف اعتبار به سبب اين لفظ باشد .