تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله عمليه هداية المتقين (به انضمام رساله مضاربه و مسائل ديگر روز) (فارسى) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
مسأله 1976 - انسان نمىتواند زكاتى را كه كنار گذاشته براى خود بردارد و چيز ديگرى به جاى آن بگذارد . مسأله 1977 - اگر از زكاتى كه كنار گذاشته منفعتى ببرد مثلًا گوسفندى كه براى زكات گذاشته بره بياورد ، مال فقير است . مسأله 1978 - اگر موقعى كه زكات را كنار مىگذارد مستحقى حاضر باشد ، بهتر است زكات را به او بدهد ، مگر كسى را در نظر داشته باشد كه دادن زكات به او از جهتى بهتر باشد . مسأله 1979 - اگر بدون اجازه حاكم شرع با مالى كه براى زكات كنار گذاشته تجارت كند و ضرر نمايد ، نبايد چيزى از زكات كم كند ، و نيز اگر منفعت كند صحت و بطلان معامله نسبت به مقدار زكات ، متوقف است بر اجازه حاكم شرع و چه بسا مصلحت در اجازه باشد تا منفعت از مال مستحق شود و چه بسا مصلحت در ردّ آن معامله باشد نسبت به مقدار زكات مثلًا در موردى كه عين زكات بهتر به درد فقير بخورد بايد از منفعت صرف نظر كرد و عين را براى او گرفت در صورتى كه دهنده زكات بخواهد عين را بدهد . مسأله 1980 - اگر پيش از آنكه زكات بر او واجب شود ، چيزى بابت زكات به فقير بدهد ، زكات حساب نمىشود و بعد از آنكه زكات بر او واجب شد ، اگر چيزى را كه به فقير داده از بين نرفته باشد و آن فقير هم به فقر خود باقى باشد ، مىتواند چيزى را كه به او داده بابت زكات حساب كند . مسأله 1981 - فقيرى كه مىداند زكات بر انسان واجب نشده ، اگر چيزى بابت زكات بگيرد و پيش او تلف شود ضامن است پس موقعى كه زكات بر انسان واجب مىشود ، اگر آن فقير به فقر خود باقى باشد ، مىتواند عوض چيزى را كه به او داده بابت زكات حساب كند . مسأله 1982 - فقيرى كه نمىداند زكات بر انسان واجب نشده اگر چيزى را بابت زكات بگيرد و پيش او تلف شود بنابر احتياط واجب نمىشود عوض آن را از بابت زكات حساب نمايد و او در صورتى كه گول‌خورده حساب شود اگر چه به واسطه نادانى او بوده باشد عوض آنچه را كه نزد او تلف شده نمىشود از او گرفت .