مسأله 1941 - به كسى كه قبلًا فقير بوده و مىگويد فقيرم ، اگر چه انسان از گفته او اطمينان پيدا نكند ، مىشود زكات داد .
مسأله 1942 - كسى كه مىگويد فقيرم و قبلًا فقير نبوده يا معلوم نيست فقير بوده يا نه ، چنانچه از گفته او اطمينان پيدا نشود احتياط واجب آن است كه به او زكات ندهند .
مسأله 1943 - كسى كه بايد زكات بدهد ، اگر از فقيرى طلبكار باشد ، مىتواند طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند .
مسأله 1944 - اگر فقير بميرد و مال او به اندازهء قرضش نباشد ، انسان مىتواند طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند . و نيز اگر مال او به اندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند ، يا به جهت ديگر انسان نتواند طلب خود را بگيرد مىتواند طلب خود را از بابت زكات حساب نمايد ولى بنابر احتياط مستحب نبايد طلب خود را از بابت زكات حساب نمايد و اين احتياط تا ممكن است ترك نشود .
مسأله 1945 - چيزى را كه انسان بابت زكات به فقير مىدهد لازم نيست به او بگويد كه زكات است ، بلكه اگر فقير خجالت بكشد ، مستحب است به اسم پيشكش بدهد ولى بايد قصد زكات نمايد .
مسأله 1946 - اگر به خيال اينكه كسى فقير است به او زكات بدهد ، بعد بفهمد فقير نبوده ، يا از روى ندانستن مسأله به كسى كه مىداند فقير نيست زكات بدهد ، چنانچه چيزى را كه به او داده باقى باشد بايد از او بگيرد و به مستحق بدهد و اگر از بين رفته باشد پس اگر كسى كه آن چيز را گرفته مىدانسته زكات است ، انسان بايد عوض آن را از او بگيرد و به مستحق بدهد و اگر نمىدانسته و طورى است كه از طرف دهنده زكات گولخورده حساب شود در تلف كردن آن مال ، مىتواند آنچه به ذمه او مىآيد عوض آنچه از طرف دهنده گولخورده حساب نمايد . ولى ندانستن او سبب اينكه ضامن آنچه تلف كرده نباشد نيست .
مسأله 1947 - كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بدهد اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد ، مىتواند براى دادن قرض خود زكات بگيرد ، ولى بايد مالى را كه
رساله عمليه هداية المتقين (به انضمام رساله مضاربه و مسائل ديگر روز) (فارسى) — صفحة 345
مساهمون: الشيخ محمد على إسماعيل پور القمشهاى
ص٣٤٥