است و آنها پنج شماره اول بود : ( ادرار و مدفوع و خون و منى و مردار ) كه هر كدام داراى مواد آلى حيوانى زيان آورند كه تماس آنها با محيط زندگى بشر ، آينده خطرناكى را در بر دارد .
قسم دوم ، آن كه نجاست آنها ذاتى نيست بلكه به واسطه مبالغه در دورى از آنها بوده است ، كه مبادا در اثر تماس با آنها به مفاسد و ضررهاى آنها مبتلا شوند . مثل شراب و سگ و خوك و كافر كه هيچكدام ذاتاً موجب ضرر و اذيت به زندگى ما نيست ؛ اما تماس و مباشرت با آنها ممكن است به ضررهاى آنها مبتلا گرديم . اگر چه ممكن است گفته شود كه در هر دو قسم داراى نتيجه مساوى است ، به اين معنا مادامى كه در زندگى بشر وارد نشوند ؛ زيانى ندارند و پس از ورود زيان آور هستند . « 1 »
تعريف نجاست
در اول مبحث اشاره كرديم كه نجاست ، بنا به تعريف فقهاء ، چيزى است كه در امر خوردن و نوشيدن و نماز بايد از آنها دورى كنيم و اين تعريف غير تام و جامع و مانع ( مطرد ( مانع اغيار ) و منعكس ( جامع افراد ) ) نيست و تعريف به رسم « 2 » است نه به حد ؛ « 3 » زيرا كه پرهيز از خوردن و نوشيدن و در امر نماز از لوازم و عوارض است و نجاسات امرى است واقعى و اين لزوم پرهيز از عوارض و لوازم آن است .
در شرع اسلام ، لزوم پرهيز از نجاسات ، از امور مهم به شمار مىرود و لازمه مسلمانى است و اين يكى از برنامههاى اوليه اسلام مىباشد كه در همان
هامش
( 1 ) . لذا فقهاء اماميه ( ادام الله بركاتهم ) هر دو قسم را در رديف هم به شمار آوردهاند . اگر چه از نظر فلسفى با هم متفاوتند .
( 2 ) . رسم تام به تعريفى گفته مىشود هم از ذاتى معرَّف و هم از عرض آن استفاده شود . مثل اينكه در تعريف انسان گفته شود : حيوان ضاحك . ( م )
( 3 ) . حد تام تعريفى را مىگويند : كه معرِّف ( توضيح دهنده ) تمام ذاتيات معرَّف ( توضيح داده شده ) باشد . مثل اينكه در تعريف انسان بگويم : حيوان ناطق . ( م )