رفتن بود . « 1 »
در اينجا ناگزيريم مقدمهى در اهميت مسئله طب و بهداشت و نظافت در اسلام تقديم خوانندگان نمائيم تا در مباحث طهارت اسلامى و فلسفه احكام آن آشنا شويم .
بحث درباره اهميت طب در زندگى بشر به خاطر روشن بودن آن ؛ چندان مورد نياز نيست و در تمام مدت تاريخ ، اهميت آن ثابت و طبيبان نزد همهى اصناف و طبقات بشر مورد احترام بوده و هستند و در تمام زمانها ، مسئله طب از مسائل حياتى بود و در اين عصر طلائى نيز زيادتر مورد اهميت واقع شده است .
هدف ما از اين بحث آن است كه طب بر دو قسم است ، طب علمى ، طب عملى « كليات طب و معالجات » چنانچه در قانون بوعلى و شرح نفيس و ساير كتابهاى طبى ، طب را بر دو قسم تقسيم نمودهاند .
طبيبان به طور كلى تصريح دارند كه طب بر دو قسم است : « حفظ الصحة و ازلة العلة » يكى پيشگيرى براى نگاهدارى سلامتى موجود بدن كه مبادا دستگاه سلامتى بدن بيمار گردد . ديگرى هم بيمارى كه به دستگاه سلامتى بدن رسيده ، درمان گردد ، يعنى ، بيرون كردن بيمارى به وسيله معالجه . اين تعريف كه براى طب نمودهاند ، شامل دو قسم است .
تعريف طب :
« الطب علم به اصول يعرف بها حفظ الابدان عن الامراض » يعنى ، پزشكى دانشى است كه به واسطه آن نگاهدارى حفظ بدن از دچار شدن به دردها شناخته شود .
در چهارده قرن پيش ، قانونگذار اسلام براى طب و بهداشت اهميت خاص قائل شد و در هر دو قسم از طب دستورات و برنامههائى تنظيم فرمود و علم را بر دو قسم كرده است :
هامش
( 1 ) . كتاب يارقلى و نشريه 5 ، انجمن تبليغات دينى ، ص 159 .