« قلب » نيز محل روح حيوانى نيست بلكه تصفيهخانهى خون بدن است و مركز حيات است و اول عضوى است كه در انسان ، در رحم مادر به حركت مىافتد ، و آخر عضوى است كه موقع مردن از حركت مىايستد .
اهميت « ريه » هم كمتر از « قلب » نيست بلكه اهميت آن بيشتر است و حيات انسان و حيوان بدان نسبت مستقيم دارد ، روح حيوانى كه حرارت غريزيه است در ريه به وجود مىآيد كه با اكسيژن هوا و خون تركيب مىشود و حرارت 37 درجه توليد مىگردد .
« كليهها » نيز در اهميت ، شايان تقدير است زيرا سموم بدن را از خون گرفته به خارج دفع مىكنند ، در صورت اختلال بدن در معرض خطر مرگ واقع مىشود .
« كبد » مركز كيلوس و به وجود آمدن اخلاط اربعه نيست ، بلكه كبد غدّهى بزرگى است كه مايع صفرا ترشح مىنمايد .
2 . اعضاى مرئوسه : مثل چشم ، گوش ، دست ، پا ، زبان ، لب و دندان و غيره كه هر كدام در محل خودش كمال لزوم را دارد و احتياج به آنها داريم و با نبودن آنها نيازمندىهاى حياتى ما تأمين نمىشود .
امّا حيات و زندگى ما منوط به بودن هيچ كدام نيست و چنانچه شخص اجزاء نامبرده را نداشته باشد ، مثل نابينا و كر و بى دست و پا ، ممكن است سالها زندگى نمايد .
حكمت ها و اسرار نماز (فارسى) — صفحة 74
مساهمون: شيخ احمد اهتمام (ملا احمد)
ص٧٤