نماز گزاردن مانند بازجويى و حسابرسى مىباشد و اتمام نماز و برگشتن و متفرّق شدن مثل آن وقتى است كه از حسابها فارغ شده و هركس به پاداش يا جزائى كه براى او تعيين شده ، مىشتابد .
اجمالًا هزاران نفر يكدل و يك جهت ، متوجّه يك هدف ، همه خداى واحد احد را مىخوانند و تضرّع مىنمايند ، و نمونهاى است كه در اين دنيا مىتواند عاقبت ما را در جهان ديگر به تصوير بكشد . بويژه اگر اين نماز در مكانهاى بزرگ و يا ايام حج برپا شود .
يك حديث جالب :
در حديثى مشهور آمده است كه در مواقع نماز ملائكهى خاصّى مؤمنين را متذكر مىشوند ، حتّى اگر خواب هم باشند آنها را بيدار مىكنند و به آنها مىگويند :
« قوموا إلى نيرانكم التي أوقدتموها على ظهوركم فأطفئوها بصلاتكم » ؛ « 1 »
« برخيزيد و اين آتشهاى گناهان خود كه به ضرر خودتان روشن كردهايد و و بال و بار سنگين بر دوش خودتان شده ، به آب نماز خاموش نماييد . » « 2 »
از اين روايت و روايات متعدّد ديگر استفاده مىشود كه نماز پاك كننده و بر طرف كنندهى معاصى است ، مثل آبى كه روى آتش ريخته مىشود و آن را
هامش
( 1 ) . أمالى ، شيخ صدوق ، ص 586 و اربعين شيخ بهائى ، ج سوم .
( 2 ) . أمالى شيخ صدوق ، 586 ؛ بحار الأنوار ، ج 82 ، ص 209 ، ح 21 .