كه در سجدهى اوّل اشاره است كه ما خاك بودهايم « 1 » و خداوند از عصارهى خاك ما را خلق كرده است و رفتن به سجدهى دوّم اشاره است به اين كه دو مرتبه خاك مىشويم ؛ و بر خاستن از سجدهى دوم ، يعنى دو مرتبه از خاك بيرون آمده و براى قيامت و حساب زنده مىشويم .
« ركوع » چون تعظيم است نسبت به معبود ، و تعظيم مراحل مختلف ندارد بلكه يك مرحلهى واحد است تا پايان ، لذا ركوع محقق و مثبت حقيقت است و يكى است .
امّا « سجده » چون عبارت است از اظهار فناء و تذلّل عبد ، و فناء مراحل متعدّدى دارد ( فناء بدوى و فناء عودى ) لذا در سجده تعدّد لحاظ شده كه آيينهى اين حقيقت است .
« فناء بدوى » : « ما كان اللَّه و لم يكن معه شىء » ، اشاره به موقعى كه خدا بود و هيچ چيز ديگر نبود و همهى عالم را از كتم عدم به عرصهى وجود آورد .
هامش
( 1 ) . خلقت بشر از خاك دو معنا دارد : معناى اوّل همان است كه خداوند آدم را از خاك و گل و صلصال كالفخاّر و از تراب است خلق شده و از فرزندان او افراد به وجود آمدهاند ؛ معناى دوّم آن است كه انسان از عصارهى خاك و عناصر موجود در خاك جوهركشى شده ، و متوسط گياهان كه از خاك روئيده شده عصارهى آن عناصر در گياهان است و انسان غذايش بر دو قسم است : يك قسم غذاهاى گياهى ، يك قسم هم حيوانى ، و چون حيواناتى كه غذاى انسان مىشود ، غذاى آنها گياهى است و عناصر و مواد زمينى را حيوان گرفته جزء بدن او مىشود و بعد از آن كه انسان آن غذاى حيوانى را خورد ، مثل خوردن غذاى گياهى ، آن عناصر و مواد ، جزء بدن انسان مىشود ؛ و عناصر بدن عبارت است از اكسيژن ، هيدروژن ، كربن ، كلسيم ، سلفور ، فسفر ، آهن ، مس ، منگنز ، يد ، منيزيم ، كلريد سديم ، پتاسيم و غيره كه همه اين عناصر در خاك يافت مىشود . و هر كدام آثار و خواص زيادى دارد ، چنانچه كمى منيزيم عاطفه را كم مىكند ، و زياد شدن او عاطفه ومحبّت مادرى را افزايش مىدهد .