در منهج الصادقين آمده : بنى ثقيف از حضرت رسول ( ص ) درخواست كردند كه از خداوند بخواه كه ركوع و سجود از نماز برداشته شود . ( زيرا براى مردم با نخوت و متكبر جاهليت ، ركوع و سجده بسيار مشكل بود . )
رسول خدا تأملّى كردند تا وحى نازل گردد و جواب آنها را بدهند ، اين آيه نازل شد :
« ولو لا أن ثبتناك لقد كدت تركن إليهم شيئاً قليلًا » ؛ « 1 » « و اگر ما تو را ثابت قدم نمىساختيم ( و در پرتو مقام عصمت ، مصون از انحراف نبودى ) نزديك بود به آنان تمايل پيدا كنى . »
كه جواب يأس با تهديد آمد كه در ظاهر متوجّه پيغمبر شد از باب «
ايّاك أعنى واسمعى يا جاره
» . و در خبرى حكايت شده كه رسول خدا فرمود : «
لاخير في دين ليس فيه ركوع و سجود » « 2 »
شايد مراد از دين نماز باشد كه ركن معظم دين است ، لذا نماز ميت كه ركوع و سجده ندارد ، در نظر اهل شرع صحت سلب دارد ، و اطلاق صلاة بر آن ، اطلاق لغوى است كه همان صرف نيايش است .
در ضمير ناخودآگاه يا خودآگاه هر فرد ، يك كبر ذاتى است كه دواى آن همان ركوع و سجود نماز است ، زيرا اشرف اجزاى بدن انسان ، صورت است و صورت انسان بر صورت ساير مخلوقات امتياز دارد ، از اين جهت خداوند براى
هامش
( 1 ) . إسراء / 74 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 17 ، ص 53 .