تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت ها و اسرار نماز (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
قهراً جذبه‌ى رحمت و نويد غفران و قبول و احسان به قلب فضيل رسانيد و دست از اعمال بد كشيد و جبران مافات نمود و اموال حرام را به صاحبان آن باز پرداخت ، و مظالم عباد را طبق وظيفه‌ى اسلاميش از گردن رهانيد و از صاحبان آن رضايت و حلاليت طلب كرد و بعد از آن از جمله‌ى عبّاد و زهّاد نامى جهان گرديد . نظير بشر حافى كه نزد ارباب عرفان هم منزلت دارد . بِشر حافى كه از جمله‌ى عبّاد و زهّاد نامى جهان گرديد ، داستان توبه‌ى او از اين قرار است : روزى امام هفتم ( ع ) از در خانه‌ى بِشر مىگذشتند ، صداى تار و تنبور بلند و كنيزان مشغول آوازخوانى بودند ، بشر از ثروتمندان اهل فسق و فجور و شرب مداوم و اهل لهو و لعب و موسيقىهاى مطرب بود . كنيزكى براى حاجتى از خانه بيرون آمد كه حضرت از او پرسيدند : صاحب اين خانه بنده است يا آزاد ؟ كنيزك جواب داد : آزاد است ! حضرت فرمودند : « بلى آزاد است ، اگر بنده بود اين طور رفتار نمىكرد ! » كنيزك اين جمله را به مولايش خبر داد ، اين جمله بشر را منقلب كرد و با پاى برهنه دويد كه ببيند اين كلام از كيست كه ماهيت بشر را منقلب نمود ، چشم او به موسى بن جعفر ( ع ) افتاد ، خود را روى پاى حضرت انداخته توبه‌ى حقيقى كرد و كار او بالا گرفت و از جمله‌ى عبّاد و زهّاد نامى جهان گرديد ، به طورى كه در احوالات او وارد شده كه قلب او از خوف خدا گداخته شد .