« وانّما قلب الحدث كالأرض الخالية ما ألقى فيها من شيء إلّا قبلته » ؛ « 1 »
« دلهاى جوانان ، پاك و بى آلايش است ، و همانند زمينى است كه از خار و خاشاك و شوره و علف هاى هرزه ، پاك و آمادهى زراعت باشد ، هر بذرى كه در آن افشانده شود ، مىپذيرد و مىرويد و رشد و نمو مىكند . »
تحوّلات روحى
سير در تاريخ عالم اين حقيقت را به ما نشان مىدهد كه پيوسته اصلاحات مادّى و روحى در اثر تحوّلات روانى و درونى واقع مىگردد .
از اين قانون فطرى به اين نتيجه مىرسيم كه بايد براى اصلاح فرد و اجتماع وكنارهگيرى از گناهان در مقام تحوّل درونى برآييم .
هر كدام از اخلاق فاسد و خوىهاى حيوانى و شيطانى ، همچون بخل و كينه و طمع و خودپسندى و بى بند و بارى و هوى پرستى و غيره ، ريشههاى عميق در درون ما دوانيدهاند و ريشهكن كردن اين خارها كه سدّ راه تكامل انسانيت است ، نيازمند به مجاهدهى پى در پى و تحوّل عظيم اخلاقى است .
اشخاص ، در اثرپذيرى با هم تفاوت دارند ، بعضى از آنها به خاطر گناهان زيادى كه انجام دادهاند به هيچ وجه كلام حقّ در دل آنها اثر نمىكند ، كه به لسان قرآن دل آنها مثل سنگ بلكه سختتر از سنگ است .
بر سيه دل چه سود خواندن وعظ * نرود ميخ آهنين بر سنگ
« سواء عليهم أأنذرتهم أم لم تنذرهم » ؛ « 2 »
« براى آنان تفاوت نمىكند كه آنان را ( از عذاب الهى ) بترسانى يا نترسانى . »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة ، ج 3 ، ص 40 ، كتاب 3 .
( 2 ) . بقره / 6 .