تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت ها و اسرار نماز (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
لذّت ببرد هم قلب ، و هم سلول‌هاى گوش از شنيدن كلام محبوب غرق در لذت شود . و همچنين در بلند گفتن اذان ، لذت روحى و سمعى براى مؤمنين مىباشد . امّا در اخفات ، به عكس اگر از اين مزيت محروم است ، در عوض مَثَلش مثل آب جارى در دو لوله مىباشد كه اگر يكى بسته شود ، فشار جريان در ديگرى بيشتر شود ، به همين نحو وقتى اخفات خوانديم ، فشار روى مغز زيادتر و نمازگزار توجّه قلبى او بيشتر گردد . مثال : شاعر مىگويد :
اعد ذكر نعمان لنا انّ ذكره * كمسك اذا كررّته يتضوع الا فاسقنى خمراً و قل لى هى الخمر * و لا تسقنى سراً اذا امكن الجهر
من از ذكر خمر لذّت مىبرم ، همانطور كه از خوردنش لذت مىبرم به وسيله‌ى قوّه‌ى ذائقه ، و از ديدنش نيز قوه‌ى باصره‌ام لذت مىبرد ، و از بوئيدنش شامّه‌ام لذت مىبرد ، و از گرفتن آن قوّه‌ى لامسه‌ام غرق لذت مىشود ، امّا قوّه‌ى سامعه و شنوايى من بىبهره مانده است . لذا از ساقى تقاضا مىكند كه در وقت سقايت با صداى بلند بگو : « بگير كه اين شراب است ! » تا من از شنيدن وصف آن هم لذت ببرم و قوّه‌ى سامعه‌ام بىبهره نماند ، و تمام احساسات من غرق در لذت شراب گردد . همچنين نمازگزار مىخواهد در موقع نماز ، به وسيله‌ى صداى بلند ، با همه‌ى اعضاء و جوارح از نماز بهره‌بردارى كند . حضرت ابراهيم همه‌ى مال خودش را فداى شنيدن اسم خدا كرد ، هنگامى كه جبرئيل به امر خدا در مقام امتحان او بود . « 1 »
هامش
( 1 ) . معراج السعادة ، باب محبت .