خنديدن و گفت و شنود دارد يا نه ؟ زن بگيرد يا شوهر كند ؟ و . . .
معاويه هرچه فكر كرد نتوانست جوابى ارائه دهد و لذا او از شام بهسوى كوفه روان شد ، و به خدمت حضرت امير عليه السلام رسيد و سؤال خود را مطرح كرد .
حضرت به وى فرمود : بايست و به ديوار بول كن ، گفت : نمىتوانم ، ادرارم فرو مىريزد . حضرت فرمود : حكم زن دارى . او وقتى به شام آمد نزد معاويه رفت و به وى تمسخر نمود . گفتند : چرا چنين مىكنى ؟ گفت : معاويه مسألهاى را كه به بول كردن حل مىشود نتوانست حل كند !
اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 383
مساهمون: على غضنفرى
ص٣٨٣