وَحَدُّهُ انْ يُقْتَلَ الّا انْ يَتُوبَ » « 1 »
قال الصادق عليه السلام :
« السَّاحِرُ يُضْرَبُ بِالسَّيْفِ ضَرْبَةً واحِدَةً عَلى رَأسِهِ » « 2 »
امروزه در برخى از نقاط ، بازار سحر و جادوگرى رواج نسبى دارد و برخى به طمع رسيدن به دنيا و ساير اميال مربوط به آن و يا ناآشنا به حرمت اكيد سحر ، بر آن دامن مىزنند و آتش آن را شعلهورتر مىسازند ، و به شيوههاى مختلف فساد و تباهى را در جامعه رواج مىدهند .
از زن و شوهرى كه يك لحظه فراق را تحمل نمىكنند ، دشمنان جانى مىسازند و بين دو نفر از هم بيگانه عشق ليلى و مجنون برقرار مى نمايند . دخترى را از ازدواج محروم و ديگرى را مجبور به تندادن بر ازدواجى ناميمون مىكنند . جوانى را از امكان استفاده از غريزهء شهوى منع مىنمايند و . . . البته با اينكه هيچ كارى بىاذن الهى صورت نمىپذيرد ،
« . . . . . . . . . . . . . . . وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها . . . »
« 3 » ، اما بايد به اين مهم توجه داشت كه اين خود نوعى امتحان و آزمايش هم براى ساحران و هم براى سحر شدههاست . ساحران اگر تبعات منفى سحر را متوجه بودند و نيز وزر و وبالى كه از ناحيهء پيامدهاى سحر دامنگيرشان خواهد شد مىفهميدند ، هرگز خود را به اين معاصى سرگرم نمىكردند و سحرشدگان اگر مزد صبر در مصائب و توان توكل به خدا را درك مىكردند ، ناسپاسى نمىنمودند .
به اين واقعه كه امامباقر از حضرت امير عليهما السلام نقل فرموده است توجه كنيد :
روزى زنى بهحضور پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد : اى رسول خدا شوهرى دارم كه با من به تندى رفتار مىكند ، من سحرى نمودهام كه محبّت او را جلب كنم ؟
هامش
( 1 ) - كسى كه كم يا زياد از سحر را ياد گيرد ، كافر شده و از عهد الهى خارج گشته و حدّ آن قتل است مگر اينكه توبه كند . ( وسايل الشيعه - جلد 12 - صفحه 107 ) .
( 2 ) - ساحر با يك ضربه شمشير بر سر وى كشته مىشود . ( وسايل الشيعه - جلد 18 - صفحه 576 ) .
( 3 ) - ( انعام - 59 ) و هيچ برگى از درختى نمىافتد مگر اينكه او بدان آگاه است .