« الْغَضَبُ نارٌ مُوقَدَةٌ مَنْ كَظَمَهُ اطْفأَها وَمن اطْلَقَهُ كانَ اوَّلُ مُحْتَرَقٍ بِها » « 1 »
در اين ميان تبعات منفى روانى غضب به كسى كه به ظاهر ياورى براى دفاع از خود ندارد بيشتر است .
قال على عليه السلام :
« مَنْ غَضِبَ عَلى مَنْ لايَقْدِرُ عَلى مَضَرَّتِةِ طالَ حُزْنُهُ وَعَذَّبَ نَفْسَهُ » « 2 »
ناگفته نماند كسانى كه خشم و غضب فورى براى آنها عادت روزانه شده است و از صبح تا گاه خفتن ، دهها بار از اين اسلحه براى رسيدن به مقاصد خود استفاده مىكنند ، و همه اطرافيان و مرتبطين به خود را از لبهء تيز سخنان كريه و هتاكى توأم با خشم و غضب بىبهره نمىگذارند ، چهبسا اين اثر دنيوى غضب ، از آنان برداشته شده باشد ، تا عقوبتى سختتر را لمس كند .
كظمغيظ
زندگى اجتماعى و اختلاف علايق و سليقههاى بشر ، موجب برخى ناهنجاريها مىشود ، بهطورىكه حتى در بين زن و شوهر كه باصطلاح يك روح در دو كالبد مىباشند ، اين ناهنجاريها ديده مىشود و بهعلت كثرت مراوده ، شايد بسى بيشتر و البته رقيقتر باشد .
اسلام كه معيار اخلاق را بر پايهء تقرّب به خدا بنا نهاده است و به اين جهت عالىترين مدارج اخلاقى را ميآفريند ، حلم و بردبارى را به عنوان درمان اساسى غضب معرفى مىنمايد و دعوت به فرو نشاندن خشم و باصطلاح « كظمغيظ » مىكند و آثار نيك زيادى براى آن بيان مىكند . به برخى از محسّنات كظمغيظ در
هامش
( 1 ) - غضب آتش افروختهاى است ، كسى كه آن را فرو برد ، خاموشش ساخته و كسى كه آن را بيفروزد و رها كند خودش اولين كسى است كه به آن مىسوزد . ( غرر الحكم ) .
( 2 ) - هركس خشم گيرد بر كسى كه توانائى دفع ضرر او را از خود نداشته باشد ، اندوهش دراز و نفسش معذب است . ( غررالحكم ) .