يوسف و كرسف بودند . ( آنها مىخواستند موجبات فريب انبياء را فراهم كنند ) .
عكاف عرضه مىدارد ، كرسف كيست ؟
حضرت در پاسخ او فرمودند :
كرسف مردى بود كه در كنار دريائى سيصد سال به عبادت خداوند اشتغال داشت ، وى روزها را روزه مىگرفت و شبها را به نماز مىپرداخت .
پس از اين مدّت عاشق زنى شد و به همان سبب به خدا كافر گشت و ترك عبادت نمود . اما پس از صدور اين حالت از وى ، به سوى خداوند بازگشت و توبه كرد و خداوند متعال توبهاش را پذيرفت . « 1 »
7 - فراموشى ياد خداوند
اساساً علت ورود چنين نوعى از عشق به قلب ، خالى شدن آن از ياد خداست ، قلبى كه حبّ خدادر آن جاى گرفته باشد به چيزى غير آن اجازه ورود نمىدهد .
« مفضل » مىگويد : از امام صادق عليه السلام پرسيدم : عشق چيست ؟ آن حضرت فرمودند :
« قُلُوبٌ خَلَتْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ فَاذاقَهَا اللَّهُ حُبَّ غَيْرِهِ » « 2 »
نقل شده وقتى زليخا همسر يوسف گشت ، به شوهر خود رغبتى نشان نمىداد ، يوسف به وى گفت : تو آنگاه كه بر من حرام بودى ، چه ها كه نمى كردى و اكنون كه زن من هستى چرا چنينى ! زليخا گفت : آنوقت تو را مىشناختم و عاشق تو بودم ولى اينك خداى تو را مىشناسم و حبّ او را در دل دارم .
هامش
( 1 ) - شيطان سلاحى بليغتر و رساتر براى فريب صالحين و شايستگان ، به مانند زنان ندارد . مگر آنان كه ازدواج كردهاند ، آنها پيراسته گشته و از نفوذ اين اسلحهء شيطانى برى شدهاند . ( مستدرك الوسايل - جلد 14 - صفحه 159 ) .
( 2 ) - قلبهائى است كه از ذكر خدا خالى شده و خداوند عشق به غير خودش را به آنها چشانده است . ( بحارالانوار - جلد 73 - صفحه 158 ) .