قال رسولاللَّه صلى الله عليه و آله :
« حُبُّكَ لِلشَّىءِ يُعْمى وَيُصِمُّ » « 1 »
قال على عليه السلام :
« من عَشِقَ شَيْئاً اعْشى ( اعْمى ) بَصَرَهُ وَامْرَضَ قَلْبَهُ فَهُوَ يَنْظُرُ بِعَيْنٍ غَيْرِ صَحيحَةٍ وَيَسْمَعُ بِاذُنٍ غَيْرِ سَميعَةٍ ، قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَواتُ عَقْلَهُ وَاماتَتِ الدُّنْيا قَلْبَهُ » « 2 »
عشق موجب كورى چشم و بيمارى دل مىگردد ، ديد عاشق در زاويهاى خاص قرار مىگيرد و معايب معشوق را نمىبيند ، و گوش او چيزى جز مدح محبوب نمىشنود ، عقل او كارائى خويش را از دست داده و توان تفكر در موضوعات ديگر را ندارد ، و حتّى ارادهء برگشت از اين عشق را از دست مىدهد .
قال على عليه السلام :
« عَيْنُ الْمُحِبِّ عَمِيَةٌ عَنْ مَعايِبِ الْمَحْبُوبِ وَاذُنُهُ صَمَّاءُ عَنْ قُبْحِ مَساويهِ » « 3 »
چهبسا ديده مىشود برخى به چيزى دل مىبندند كه سراسر وجود آنها عيب است ، امّا درك اين عيوب از طرف كسانى ممكن است كه با ديد كلى مىنگرند ، ولى عاشق ديدى بسيار محصور دارد و قدرت عشق هرچه بيشتر باشد توان ديد ضعيفتر شده تا آنجا كه عاشق تنها ظاهر معشوق رادرك مىكند بدون اينكه نظر متدبّرانهاى در آن بنمايد .
قال على عليه السلام :
« انَّكَ انْ اطَعْتَ هَواكَ ، اصَمَّكَ وَاعْماكَ وَافْسَدَ مُنْقَلَبَكَ وَارْداكَ » « 4 »
زن عزيز مصر ، مات جمال يوسف شد ، او فقط يوسف را مىديد و نه هيچ چيز
هامش
( 1 ) - عشق تو به چيزى موجب كورى و كرى مىشود . ( بحارالانوار - جلد 77 - صفحه 164 ) .
( 2 ) - هركس به چيزى عشق ورزد ، همان چيز چشمانش را كور و گوشهايش را كر و قلبش را بيمار مىسازد . او با چشم معيوب و گوش ناشنوا مىبيند و مىشنود ، خواستههاى دل ، عقلش را تباه ساخته و دنيا قلبش را مىميراند . ( نهج البلاغه - خطبه 108 به ترتيب فيض و 109 به ترتيب صبحى ) .
( 3 ) - چشم عاشق از ديدن عيوب معشوق نابينا و گوش او از شنيدن زشتيهايش كر است . ( غررالحكم ) .
( 4 ) - اگر تو مطيع هواى نفس خود باشى ، تو را كر و كور مىكند و به نيستى مىكشاند و هلاك مىكند . ( غررالحكم ) .