انواع ظلم
همانطوركه بيان شد ، خداى متعال عدل محض است و از او هيچگونه ظلمى چه در دنيا و چه در آخرت ، صادر نمىشود . لذا اگر عقل قاصر بشر موردى را در عالم خلقت نپسنديد ، دقت در كنه همان مورد ، عامل رهنمون شدن آدمى به اثبات عدالت خداوند مىباشد .
تأمل در پديدههائى چون سيل ، زلزله ، صاعقه ، بلاهاى ديگر سماوى ، و نيز وجود حيوانات درنده آبى و خشكى ، نوزادان معيوب و ناقص الخلقه ، اختلاف در طبيعت و سرشت آدميان ، تفاوتهاى مرد و زن ، هيبتهاى مختلف و اشكال و رنگهاى گوناگون آنها ، و تمام مميزات موجودات از هم ، ما را متوجه اين مهم مىكند كه آنچه مربوط به فعل خداوند است ، شرّ نيست و از خير محض ، شرّى صادر نمىشود . و آنچه شرّ شمرده مىشود مربوط به افعال خداوند نمىباشد بلكه حاصل آزادى انسان در محقق كردن خواستههاى خود است . اوست كه با قواى انتخابگرش ، شرايطى را خلق مىكند كه باعث دگرگونى در نظام اعتدال مىشود .
و امّا ظلم بندگان به سه دستهء كلى قابل تقسيم است . اين سه دسته عبارتند از :
1 - ظلم به خداوند
خداى را آنگونه بايد شناخت كه هست ، نه آنگونه كه نيست ، علماء علم كلام براى حضرت ربّ جليل ، با بهره گيرى از آيات قرآن كريم ويژگىهائى برشمردهاند .
اوصافى چون علم ، قدرت ، حكمت ، خلق ، رزق ، سمع وبصر . . . را اثبات و نيز اوصافى چون جسمانيت ، محدوديت ، شريك ، اولاد و . . . را نفى و سلب نمودهاند ، بنابراين اگر صفتى از صفات ثبوتى خداوند نفى گردد و يا وصفى سلبى ، اثبات شود درك بشر از خدا ناقص شده و محدود مىگردد و اين ظلم به او شمرده مىشود .
افتراء به خدا بستن و تكذيب او به تكذيب آيات و نشانههايش از زير مجموعههاى اين معصيت بزرگ است .