خلايق را ظاهر مىسازد ، اين روايت حاوى بخشهاى متعددى است و قسمت مورد نظر ما در اين بحث با اين عبارت آغاز مىشود :
« ثُمَّ مَضَيْتُ فَاذا انَا بِقَوْمٍ بَيْنَ ايْديهِمْ مَواعِدَ مِنْ لَحْمٍ طَيِّبٍ وَلَحْمٍ خَبيثٍ . . . »
به جماعتى برخوردم كه بر سفره آنها گوشتهاى پاكيزه و كثيف بود ، آنها به پاكيزهها دست نمىزدند و از كثيفها مىخوردند . از جبرئيل سؤال كردم اينان كيانند ؟
گفت : جماعتى از امت تو كه غذاى حلال را ترك و به حرام روى مىآورند . از آنها گذشتيم و به عدهاى رسيديم كه لبانى كلفت مثل لب شتر داشتند ، و گوشت بدن خود را بريده و در دهان خود مىگذاشتند ، پرسيدم : اينها چه گروهى هستند ؟ گفت :
اينان كسانى هستند كه پيوسته عيبجوئى مردم مىكنند و با زبان و اشاره به غيبت ظاهر و باطن مردم مىپردازند .
به گروه ديگرى رسيديم كه صورت و سرهايشان را با سنگ مىكوفتند ، گفتم :
اينان چه كسانى هستند ؟ گفت : كسانى كه نماز عشايشان ترك مىشود .
از آنها نيز گذشتيم و به جماعتى رسيديم كه آتش در دهان آنها داخل مىكردند و از مقعدشان خارج مىشد ! گفتم : اين طايفه چه كسانى هستند ؟ گفت : كسانى كه اموال ايتام را از روى ظلم و ستم و به ناحق مىخوردند .
به گروهى رسيديم كه از بزرگى شكم هرچه مىخواستند از زمين بلند شوند ، نمىتوانستند ، گفتم : اينان چه كسانى هستند ؟ گفت : كسانى كه ربا مىخورند . . . « 1 »
مستند در جهان هوشيار كو ؟ * در قيل و قالند اين همه بيدار كو ؟
اينان در واقع همان كسانى هستند كه قرآن كريم آنها را فاقد سيرت انسانى ، بدون بصيرت ، كر و كور و گنگ معرفى فرموده و جايگاه همه را در جهنم معين نموده است .
هامش
( 1 ) - ( تفسير قمى - جلد 2 - صفحهء 6 ) .