براى مرد
7 - تشبّه
8 - نظر با شهوت به اجنبى
9 - بىاعتنائى به نماز جماعت
10 - نگهدارى كتب ضالّ و مضلّ
11 - نگريستن به خانه مردم
12 - مجسمه سازى
13 - مسّ بدن اجنبى
14 - توقف در مجلس معصيت
15 - نظر به نامه ديگران
16 - ترك طهارت
بيمارى گناه
عقل و گناه با هم نسبت معكوس دارند ، هر قدر عقل كاملتر باشد گناه كمتر مىگردد و لذا بسيارىِ گناه ، خبر از قلّت عقل مىدهد .
قال الكاظم عليه السلام :
« انَّ الْعُقَلاءَ تَرَكُوا فُضُوَلَ الدُّنْيا فَكَيْفَ الذُّنُوب ؟ وَتَرْكُ الدُّنْيا مِنَ الْفَضْلِ وَتَرْكُ الذُّنُوبِ مِنَ الْفَرْضِ » « 1 »
بنابراين ، گناه بيمارى و مرضى است كه عارض روان انسان شده است و به قدر پيچيدگى روان آدمى نسبت به جسم او ، امراض آن نيز نسبت به امراض جسمى از پيچيدگى خاصى برخوردار است و طبعاً درك آن به آسانى قابل فهم نيست .
هامش
( 1 ) - صاحبان خرد ، كه اضافى دنيا بر حوائجشان را ترك كردهاند چگونه معاصى را ترك نكنند ؟ در حالى كه ترك دنيا فضيلت است و ترك گناه واجب . ( بحارالانوار - جلد 78 - صفحه 301 ) .