آرى ، نشست و برخاست با خوبان ، و استفاده از پند و اندرزهاى آنان و بهرهگيرى از تجارب يكديگر ، عاملى مهم براى طرد ابليس مىباشد ، و همين باعث شده كه او از مرگ هيچكس ، بهقدر مرگ عالم عامل كه خود هدايت يافته و خلايق را به راه صلاح هدايت مىكند نهراسد .
قال الصادق عليه السلام :
« ما مِنْ احَدٍ يَمُوتُ مِنَ الْمؤمنينَ احَبُّ الى ابليسَ مِنْ مَوْتِ فقيهٍ » . « 1 »
همراهى با جماعت
قبح معاصى و حداقل برخى از آنها بدان حد است كه گاه انسان به سادگى حاضر نمىشود در برابر بينندهاى آن معصيت را مرتكب شود ، لذا همراهى با جماعت براى وى نعمتى است كه در پرتو آن ، گناهانش را ترك گويد .
اما اگر آدمى از جامعه فاصله گرفت و تنها شد ، توان وسوسه ابليس افزايش يافته و او چون گرگى كه به گوسفند دور شده از گلّه حمله ببرد ، بر قلب آدمى يورش مىآورد ، و البته عمده دليل كراهت تنهايى در سفر ، بيتوته ، خوردن و آشاميدن و . . .
همين نكته است .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - مرگ كسى از مؤمنين بهقدر مرگ فقيه ، ابليس را خوشحالتر نمىكند . ( بحارالأنوار - جلد 60 - صفحه 221 ) .