قال على عليه السلام :
« مُجالَسَةُ اهلِ الهوى مَنْساةٌ للايمانِ و مَحْضَرَةٌ للشّيطانِ » . « 1 »
مجالست با نيكان نيز موجب حضور فرشتگان و انزال رحمتهاى الهى به اهل مجلس مىباشد .
به اين روايت از امام صادق عليه السلام كه اثر مجالست با هردو را بيان كردهاست توجه كنيد :
« مَا اجْتَمَعَ ثلاثةٌ مِنَ المؤمنينَ فصاعداً الّا حَضَرَ مِنَ الملائكةِ مِثْلُهُمْ فَانْ دَعَوا بِخَيْرٍ أمَّنُوا و انِ اسْتَعاذُوا مِنْ شَرٍّ دَعَوُااللَّهَ لِيَصْرِفَهُ عنهم و انْ سَألوا حاجّةً تَشَفَّعُوا الى اللَّهِ و سَألُوهُ قضاها .
و مَا اجْتَمَعَ ثلاثةٌ مِنَ الجاحِدينَ الّا حَضَرَهُمْ عَشَرَةُ اضْعافِهِمْ مِنَ الشّياطينَ فَانْ تَكَلَّمُوا تَكَلَّمَ الشّياطينُ بِنَحْوِ كلامِهِمْ و اذا ضَحِكُوا ضَحِكُوا معهم و اذا نالُوا مِنْ اولياءِاللَّهِ نالُوا معهم .
فَمَنِ ابْتُلِىَ مِنَ المؤمنينَ بهم فاذا خاضُوا فى ذلك فَلْيَقُمْ و لا يكن شِرْكَ شيطانٍ و لا جليسَهُ فَانَّ غَضَبَ اللَّهِ عزّوجلّ لا يقومُ له شىءٌ و لَعْنَتَهُ لا يَرُدُّها شىءٌ . ثُمَّ قال عليه السلام : فَانْ لم يَسْتَطِعْ فَلْيُنْكِرْ بِقَلْبِهِ و لْيَقُمْ و لو حَلْبُ شاةٍ او فُواقُ ناقةٍ » . « 2 »
هامش
( 1 ) - ( نهجالبلاغه - خطبه 86 ) .
( 2 ) - هيچگاه سه نفر و بيشتر از مؤمنين اجتماع نكردهاند مگر اينكه از ملائك به اندازه آنان حاضر شوند ، پس چون آن عده دعاى خير نمايند ، ملائك آمين گويند ؛ و اگر از شرّى به خدا پناه برند ، ملائك از خدا مىخواهند كه آن شرّ را از آنان دفع كند ، و اگر حاجتى را از خدا طلب بنمايند ، ملائك شفيع بين آنان و خدا مىشوند و از او برآورده شدن آن حاجت را درخواست مىكنند .
و هيچگاه سهنفر از منكرين جمع نمىشوند مگر اينكه ده برابرشان از شياطين در جمعشان حاضر مىگردند و چون آن عده سخنى برزبان رانند ، شياطين همان سخن را مىگويند ؛ و چون بخندند ، شياطين با آنها مىخندند ؛ و چون از دست اولياء خدا ناله سر دهند و شكوه كنند ، شياطين نيز همان ناله را سردهند .
پس اگر مؤمنى مجبور به شركت در مجلس آنان شد ، هرگاه آنان به اين اباطيل وارد شدند ، مؤمن بايستى از مجلس خارج شود و شريك و همنيشن شيطان نگردد چرا كه غضب و خشم خداوند با چيزى برابرى نكرده و چيزى لعنت او را برنمىگرداند . حضرت سپس فرمودند : اگر توان خارج شدن از مجلس را ندارد ، قلباً ناراحت گردد و برخيزد هرچند به مقدار دوشيدن شير يا باز و بسته كردن دست دوشنده هنگام دوشيدن شير باشد . ( بحارالأنوار - جلد 60 صفحه 258 ) .