آن دانشمند در پاسخش گفت : نمىتوانستم چون گرفتاريم زياد بود . پرسيد : بر شما چه گذشت ؟ پاسخ داد : ندا به من رسيد چه آوردهاى ؟ گفتم : تأليفات ، گفتند : به مدح و ستايش سلطان و مردم خوشحال بودى ، گفتم : نماز جمعه اقامه كردهام ، گفتند : هر وقت مؤمنان زياد مىشدند خوشحال مىگشتى . هر چه مىگفتم جوابى مىشنيدم ، خطاب رسيد : يك عمل مقبول نزد ما دارى ، روزى يك گلابى در دست داشتى ، زنى بر تو گذشت و طفلى همراه وى بود ، تو گلابى را به دست كودك خردسال دادى ، و اين عمل را فقط براى رضاى خداانجام دادى ، سپس گفت :
خداوند به همين عمل از من گذشت !
قرآن كريم انفاق ريائى را به پاشيدن بذر بر قطعه سنگى كه قشرى نازك از خاك آن را فرا گرفته است ، تشبيه كرده است ، طبعاً اين لايهء خاك با اولين باران شسته مىشود .
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ، فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ »
« 1 »
6 - مبغوض خداوند است
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
« ابْغَضُ الْعِبادِ الَى اللَّهِ تَعالى مَنْ كانَ ثَوْباهُ خَيْراً مِنْ عَمِلَه : انْ
هامش
( 1 ) - ( بقره - 264 ) اى مؤمنين ، بخششهاى خود را با منّت گذارى و آزار باطل نكنيد ، همانند كسى كه مال خود را براى ريا انفاق مىكند و به خدا و روز رستاخيز ايمان نمىآورد . كار او چون قطعه سنگى است كه بر آن قشرى نازك از خاك باشد و بذرهائى در آن افشانده شود و رگبار باران به آن برسد و همهء خاكها را بشويد ، و آن را صاف و خالى از خاك و بذر رها نمايد ، آنها از كارشان چيزى به دست نمىآورند و خداوند كفار را هدايت نمىكند .