عمل بدان رنگ ملوّ ن شده است ، آيا چتر الهى و صبغهء خدائيست و يا غير آن ؟ و لذا مراد ، تنها ظاهر پيراسته و نماى نيك عمل نيست . چه اينكه عمل به ظاهر جميل هم اگر به قصد ريا باشد ، قطعاً ريا محسوب مىشود .
با اين بيان كه از حقيقت ريا گذشت ، دو نكته مهم قابل توجه است .
مسأله اول
خوش آمدن از عمل نيك ريا نيست ، چه بسا آدمى عمل شايستهاى انجام مىدهد و از اينكه خداوند چنين توفيقى به او مرحمت فرموده است شادمان است .
« زرارة بن اعين » از كبار اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السلام مىگويد : از امام باقر العلوم عليه افضل التّحيّات ، پرسيدم : كسى عمل نيكى انجام مىدهد و ديگرى آن را مىبيند و اين از آن جهت كه عملش را ديدهاند شاد مىگردد ، حكم اين مسئله چيست ؟ حضرت فرمود :
« لابأسَ ما مِنْ احَدٍ الّا وَ هُوَ يُحِبُّ انْ يَظْهَرَ لَهُ فِى النَّاسِ الْخَيْرَ ، اذا لَمْ يَكُنْ صَنَعَ ذلِكَ لِذلِكَ » « 1 »
مسأله دوم
گاهى ابليس مؤمنان را وسوسه مىكند كه فلان عمل را به قصد ريا انجام دادهاى و او مجبور به تكرار مىشود تا بلكه به زعم خودش ، عمل خالصانهاى انجام دهد .
برخى دهها بار نماز خود را تكرار مىكنند و هر بار شك مىكنند كه خضوع لازم وجود نداشته و شائبهء ريا دارد ، به محض اينكه كسى او را مىبيند ، عمل خود را باطل شده مىانگارد ، و چه بسا بسيارى از اعمال نيك و مستحبات را بخاطر اينكه
هامش
( 1 ) - باكى نيست ، كسى نيست مگر اينكه دوست دارد خوبيهايش آشكار شود ، البته در صورتى كه عملش را براى اين انجام نداده باشد . ( بحار الانوار - جلد 72 - صفحه 294 ) .