به عنوان مثال كسى پولى را در مشت گره كردهء خود به فقير مىدهد . نه مىتوان گفت عملى مخلصانه است چون ممكن است به اين قصد چنين كرده باشد كه كسى از كم بودن آن مطلع نشود و نه مىتوان گفت ريا نموده است ، چون ممكن است مبلغ را مخفى نموده تا كسى متوجه نشود . شخص ديگرى گوشهء اسكناسى را گرفته و به فقير مىدهد ، باز نه مىتوان گفت ريا كرده چون احتمال دارد براى ترغيب ديگران به انفاق باشد و نه مىتوان گفت مخلصانه بوده چون ممكن است براى تمديح ديگران باشد .
يا مثلًا كسى كه مىگويد من در فلان عملم ريا كردم ، چه بسا او با بيان اين جمله ، شكستنفسى كند و يا اينكه واقعاً ريا كرده باشد . همچنين اگر گفت من ريا نكردم باز ممكن است در واقع ريا بوده و دروغ گفته باشد ، يا واقعاً ريا نكرده و براى برائت خود و تبرئه خويش و پرهيز از موضع تهمت چنين گفته است .
به هر حال احدى از ريا و خلوص كسى آگاه نيست و جز خداى متعال و شخص عامل هيچكس نمىداند عمل به چه قصدى صورت گرفته است .
اخبار و احاديث زيادى در اين خصوص وارد شده است كه رياكار باطن و ظاهرش مختلف است . توجه كنيد .
قال على عليه السلام :
« الْمُرائى ظاهِرُهُ جَميلٌ وَ باطِنُهُ عَليلٌ » « 1 »
و نيز همان حضرت مىفرمايند :
« ما اقْبَحَ بِالْانْسانِ باطِناً عَليلًا وَ ظاهِراً جَميلًا » « 2 »
منظور از ظاهر در اين روايات ، حركات و سكنات يا پندار و اقوال آدمى است .
مراد از باطن چترى است كه عمل زير سايهء آن صورت گرفته و رنگى است كه تمام
هامش
( 1 ) - ريا كار ظاهرش زيبا و باطن وى بيمار است . ( غرر الحكم ) .
( 2 ) - چه زشت است براى انسان كه درونى بيمار و برونى زيبا داشته باشد . ( غرر الحكم ) .