امْ ذُو جِنَّةٍ ، امْ تَهْجُرُ ؟ » « 1 »
پور سانت
امروزه معمولًا فروشندگان مبالغى به كسانى كه كالائى را براى حكومت و يا شركت و مؤسسهاى خريدارى مىكنند پرداخت مىنمايند . اين مبالغ عموماً به دو جهت اعطاء مىشود ، جهت اول آنكه رغبتى در خريدار مباشر ايجاد شود تا كالاى فروشنده بهعنوان بهترين كالا از جهات مختلف معرفى شود ، و جهت دوم آنكه خريدار را تشويق مىكند تا خريدهاى بعدى از همان فروشنده صورت گيرد .
بديهى است چنين مبالغى كماً و يا كيفاً از اجناس خريدارى شده كسر مىشود و يا بآلمال از همانست ، لذا هيچ فرقى با رشوه يا هديهء رشوهنما نداشته و اخذ و صرف آن حرام و معصيت است . به اين واقعه توجه كنيد :
به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خبر دادند كه يكى از فرماندارانش هديه پذيرفته است . پيامبر به وى عتاب كردند : چرا آنچه حقّ تو نيست مىگيرى ؟ فرماندار گفت : هديه بوده است ، حضرت در پاسخ وى فرمود :
« ارَأَيْت لَوْ قَعَد احَدُكُمْ فى دارِهِ وَ لَمْ نُوَلِّهِ عَمَلًا اكانَ النَّاسَ يَهْدُونَهُ شَيْئاً » « 2 »
صحيح مسلم آورده است :
هامش
( 1 ) - عجيبتر از داستان عقيل ، داستان كسى است كه نيمهء شب ظرفى سرپوشيده پر از حلواى خوش طعم به خانهء ما آورد ، اين حلوا معجونى بود كه از آن متنفر شدم ، گويا آن را با آب دهان مار يا استفراغش خمير كرده بودند ، به او گفتم : هديه است يا زكات يا صدقه ؟ كه ايندو بر ما اهلبيت حرام است ، گفت : نه اين و نه آن بلكه هديه است . گفتم : زنان بچه مرده بر تو بگريند ، آيا از طريق دين وارد شدهاى كه مرا بفريبى ، ادراكت به هم ريخته يا ديوانه شدهاى يا هذيان مىگويى ؟ ( نهج البلاغه - خطبه 215 به ترتيب فيض و 224 به ترتيب صبحى ) .
( 2 ) - آيا گمان مىكرديد اگر هر كدام از شما در خانهاش مىنشست و كارى به وى نمىسپردم ، مردم چيزى به او هديه مىدادند . ( تفسير نمونه - جلد 2 - صفحه 4 ) .