معصيت و انابه پرهيز مىنمايد .
آنكسكه آگاه از كردار زشت حاكم شده ، اگر موجبات تهديد را دارا نباشد ، با سيل زر و زيور مواجه مىشود تا بلكه نداى حقانيت و مظلوميت مظلومان و عدالتخواهى عدالتخواهان را مخفى بدارد .
بلى رنگ زرد طلا ، بسيارى از چهرهها را زرد و دلها را افسون مىكند . بسيارى از قلبها را واله و حيران مىسازد و چه نادرند كسانى كه حسابهاى انباشته را ببينند و كمر خم نكنند . حسابهائى كه از خون همنوعان انباشته شده است . و البته به قدر اختلاف در مراتب ايمان ، ركون در مقابل پول نيز متفاوت است ، و هركسى به قدر ظرفيت خود در مقابل خواستهء نفس خويش و وسوسه ابليس ايستادگى مىكند .
سمرة بن جندب تا 400 هزار درهم مقاومت مىكند و آيهء نازله در وصف على عليه السلام را در شأن ابن ملجم مىخواند . ايمان عبيداللَّه ابن عباس يك ميليون درهم ارزش دارد و به همين ميزان راضى مىشود تا امام حسن عليه السلام را ترك گويد . شريح قاضى با پنج هزار دينار فتواى قتل حسين بن على عليه السلام را صادر مىكند . خولى اصبحى را تنها زرهى كافى است تا به كربلا آيد و سر مبارك امام حسين عليه السلام را به طمع جايزه ديگر به والى كوفه هديه دهد ، ولى عمر سعد شبى را بايد فكر كند تا آنگاه راضى شود سر مبارك حضرت امام ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام را با ولايت و استاندارى شهر رى مبادله كند .
امّا
ابوذر نامى بوسيله عثمان تهديد مىشود كه نقل فتوا نكند ، ولى او مىگويد : اگر تيغ بر گردنم گذارند از بيان آنچه پيامبر فرمود ، خوددارى نمىكنم .
عثمان غلامش را با صد دينار زر سرخ نزد او فرستاد كه اگر قبول كند غلام آزاد باشد ، اما او نپذيرفت ، غلام گفت : آزادى من در گرو پذيرش شماست . ابوذر پاسخ داد : و بندگى من در گرو همان . عثمان تاب تحمل وى را نداشت و او را به شام
اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 551
مساهمون: على غضنفرى
ص٥٥١