شوند و يكى كماً يا كيفاً و يا حكماً برتر از ديگرى باشد مصداق ربا مىباشد . بنابراين موارد رباى معاملى عبارتند از :
1 - جنس يكى خوب و ديگرى بد باشد مانند طلاى ساخته شده بهعنوان سكه و يا زينت آلات و طلاى ساخته نشده .
2 - جنس يكى سالم و ديگرى معيوب باشد مانند گندم خوب و بد .
3 - مقدار يكى بيش از ديگرى باشد .
4 - يكى نقد و ديگرى نسيه باشد مانند يك من گندم معين اكنون به همان مقدار و همان درجه از گندم سر خرمن . « 1 »
قسم دوم ربا قرضى است به اين صورت كه چيزى به كسى قرض داده شود و شرط اضافه نمايد ، مثلًا هزار تومان قرض داده شود و هزار و صد تومان مطالبه كند .
يا حوالهاى مربوط به يك ماه ديگر بدهد و مقدار كمترى را نقداً اخذ نمايد .
اين حالت كه در ابتداء شرط اضافه داشته باشد ، قسم بارز ربا محسوب مىشود و البته در همين باره توجه به سه نكته ذيل ضرورى است .
1 - اگر چيزى اضافه نگيرد بلكه عملى را بر بدهى بيفزايد مثلًا بگويد هزار تومان مىدهم كه فلان عمل را انجام دهى و هزار تومان را برگردانى ، باز هم ربا محسوب مىشود چراكه كار در مقدار هيچ جزئى از مال قرار نگرفته است .
2 - اگر شرط اضافه نكند ولى بدهكار خود چيزى بر بدهى بيفزايد و پرداخت كند ، ربا نبوده بلكه عملى مستحب مىباشد .
3 - اگر شرط انفصال ( صرف برات ) كند مثلًا هزار تومان در اينجا بدهد و در شهر
هامش
( 1 ) - اختلاف دو جنس در مورد اول و دوم كيفى و در مورد سوم كمّى و در مورد چهارم حكمى مىباشد . در اختلاف حكمى هر چند دو جنس كم و كيف واحدى داشته باشند ، امّا چون يكى معجّل و ديگر مؤجل است و از سوى ديگر بازار براى زمان ارزش قائل است ، داراى نوعى اختلاف ملحق به اختلاف در مقدار مىباشند و همان حكم را خواهند يافت .