2 - عقل
اگر مجنون و ابله مرتكب سرقت شود ، حدّ بر او جارى نمىگردد .
قال على عليه السلام :
« لاقَطْعَ عَلَى الَمجْنُونِ » « 1 »
3 - اختيار
سارقى كه به اكراه و اجبار مرتكب سرقت شده و يا تهديد به انجام سرقت گشته ، حدّ بر وى جارى نمىشود .
4 - عدم اضطرار
اگر ضرورت شديدى كه خوف هلاكت و مرگ دارد ، پيش آيد بهطورىكه بدون سرقت ، آن ضرورت برداشته نشود ، و بناچار كسى با اين اضطرار دست به سرقت بزند ، به شرطى كه از قوت لايموت و رفع ضرورت تجاوز نشود ، حدّ جارى نمىشود .
5 - از غير فرزند
اگر سارق اموال فرزند خود را به سرقت برد ، شرايط قطع تكميل نشده و دست پدر به خاطر سرقت از مال فرزند قطع نمىشود .
6 - بدون شبهه
اگر سارق شبههاى براى جواز برداشت مال غير داشته باشد ، مثلًا از اموال شريك خود به خيال اينكه سهم خود وى مىشود نه به قصد سرقت بردارد ، يا از زكات نه به قصد سرقت ، چيزى اخذ كند ، يا اموال وقفى را به خيال اينكه خود وى از « موقوفٌ عليهم » هست بردارد ، قطع يد ثابت نيست .
7 - اخراج از حرز
شرط ديگر قطع يد اين است كه سارقى كه وارد حرزى شده ، خودش نيز اموال
هامش
( 1 ) - مجنون قطع يد نمىشود . ( مستدرك الوسايل - جلد 18 - صفحه 149 ) .