صادر نشده است توجه كنيد :
قال على عليه السلام :
« الْكَذّابُ وَالْمَيِّتُ سِواءٌ ، لَانَّ فَضِيلَةَ الْحَىِّ عَلَى الْمَيِّتِ ، الثِّقَةُ بِهِ ، فَاذا لَمْ يُوثَقْ بِكَلامِهِ فَقَدْ بَطَلَتْ حَياتُهُ » « 1 »
موجبات دروغ
دروغ مىتواند به چند علت ذيل انجام گيرد .
1 - عادت
برخى خوى دروغ يافتهاند و به آن عادت نمودهاند ، اينان در هر مجلسى بدون اينكه كوچكترين آثار شرمسارى بيابند ، دروغهاى غير قابل پذيرش مىگويند و تكان دادن سر را از سوى مخاطب كه حاكى از تعجب و عدم پذيرش وى است ، دال بر تصديق ادعاى خود مىشمارند .
چنين اشخاصى اصطلاحاً « كذّاب » ناميده مىشوند و كذب براى اينان طبيعت ثانويه شده است . امام صادق عليه السلام در تفسير « كذّاب » به « عبدالرحمن بن حجاج » كه به اشتباه تصور مىكند كذاب به كسى اطلاق مىشود كه در مورد چيزى دروغ گفته مىفرمايد :
« لا ما مِنْ احَدٍ الّا يَكُونَ ذاكَ مِنْهُ وَلَكِنَّ الْمَطْبُوعُ عَلَى الْكَذِبِ » « 2 »
2 - حسادت
آنكه نتواند نعمتى را بر كسى ببيند ، و خود را لايقتر نسبت به همان نعمت به
هامش
( 1 ) - دروغگو و ميّت مساوى هستند . زيرا برترى زنده بر مرده به اين است كه زنده مورد اطمينان مىباشد ، لذا اگر سخن زندهاى مورد اطمينان نباشد ، حياتش باطل و بى فايده است . ( غرر الحكم ) .
( 2 ) - خير ، كسى يافت نمىشود مگر اينكه دروغى از او سر مىزند ، بلكه كذّاب يعنى كسىكه به دروغگوئى عادت كرده است . ( بحار الانوار - جلد 72 - صفحه 248 ) .