به هرحال او از سجده نمودن ابا كرد و گفت : من از آتش و او از گل است . و طبعاً منظور او اين بود كه آتش بهتر از گل مىباشد ، او با اين استدلال ، قياس را پايهريزى كرد . چيزى كه بعدها باعث گرديد در شرايع دينى ملل تأثير گذارد و حتى كسانى در اسلام بر موضوعات مختلف بخاطر شباهت جزئى آنها با هم ، احكام واحد بار مىكردند ، امام صادق عليه السلام از اين عمل نهى مىكرد و به « ابوحنيفه » از فقهاء اهل سنت مىفرمود :
« اتَّقِ اللَّهَ وَلا تَقِسِ الدّينَ بِرَأْيِكَ ، فَانَّ اوَّلَ مَنْ قاسَ ابْليسُ ، اذْ امَرَهُ اللَّهُ تَعالى بِالسُّجُودِ فقال : أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَهُ مَنْ طينٍ » « 1 »
اين سخن از شيطان :
« أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ »
« 2 » كه در دو جاى قرآن كريم آمده است خود حكايت از كبر ابليس مىنمايد كه او حتّى در بيان استدلال هم تكبر خود را بارز و آشكار مىكند و با پيش انداختن خود مىگويد : « من از او برترم » .
از سوى ديگر علاوه بر بطلان اساس قياس جز در موردى كه علت بار شدن حكم بر موضوع بيان شده باشد ، نوع اين قياس نيز صحيح نيست و هيچگاه آتش برتر از خاك نمىباشد .
چه اينكه حيات از خاك است و آتش مىميراند ، خاك بذل مىكند و آتش مىخورد ، خاك خاضع و فروتن است و آتش به بالا شعله مىكشد و . . . .
به هر حال خوددارى شيطان از سجده موجب كفر او شد .
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ
هامش
( 1 ) - از خدا بپرهيز و بترس و مطابق نظر خودت در دين قياس نكن ، اولين كسى كه قياس كرد شيطان بود ، زمانى كه خداوند متعال او را امر به سجود نمود و وى گفت : من از او برترم ، من از آتش و او از خاك است . ( بحارالانوار - جلد 10 - صفحه 213 ) .
( 2 ) - ( اعراف - 12 و ص - 76 ) .