هدف وسيله را توجيه مىكند » يعنى مهم هدف است و بايد به هدف رسيد حال از هر راهى كه مىخواهد صورت گيرد . اسلام با اين تز به شدّت مخالف است و هيچگاه براى رسيدن به هدف ، همهء ابزارها را مشروع نمىشمرد ، بلكه تاكيد اسلام بر انجام وظيفه است خواه به هدف برسد يا نه .
نكتهء مهم ديگرى كه در تفسير آيه لازم است بيان شود اين است كه در اين آيهء شريفه موعظه حسنه ذكر شده است و حسنه در مقابل غيرحسنه است ، پس موعظه به دو قسم تقسيم شده است : موعظه حسن و غيرحسن ، مراد از موعظهء حسن موعظهاى است كه قلب مخاطب را بربايد و بر دل او بنشيند و موعظهء غيرحسن به موعظهاى گويند كه آن حد از بلاغت را نداشته و بهخاطر عامل نبودن واعظ و يا عدم شرايط ديگر بر دل ننشيند
ولى در اين آيه شريفه جدال احسن مطرح شده واحسن وصف عالى ( افعل التفضيل ) است ، وصف تفضيلى اين واژه « حسن » است كه در مقابل غير حسن قرار مىگيرد ، لذا جدال در آيه شريفه به سه قسم تقسيم شده است : جدال احسن ، جدال حسن و جدال غير حسن .
اين شيوه تقسيم بندى حاوى نكتهاى مهم است و آن اينكه :
موعظه حسنه در دعوت كافى است ولى در مورد جدال ، تنها احسن آن راه ارشاد است و جدال حسن كفايت نمىكند .
علت اين امر ، ويژگى خاص جدال در برابر موعظه است چراكه موعظه غير حسن اگر تاثير نكند چه بسا از تبعات سوء مصون بماند ولى جدال غير احسن ممكن است مخاطب را به سوى باطل سوق دهد . او كه مىبيند مناظره كننده بر هر كوى و برزن مىزند و از هر راه و بيراههاى وارد مىشود تا كلام خود را به كرسى بنشاند ، به شك و شبهه مىافتد و در اصل و اساس ادعاى مخاطبش ترديد جدى مىيابد .
اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: على غضنفرى
ص٢٨٥