تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
فهم هستند ، گروهى خوش ذوق و دسته‌اى كم مبالات مىباشند و . . . و از باب فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آله كه فرموده‌اند : « نُكَلِّمُ النّاسَ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ » « 1 » برخى استعداد قوى دارند ، تشنهء حقيقت هستند و هر كجا آن را بيابند رهايش نمىكنند ، اينها را بايستى با حكمت و برهان به سوى حقّ دعوت كرد . عده‌اى ديگر كه عموم جامعه را تشكيل مى دهند ، جولان فكرى محدودترى دارند ، قدرت عقلانى آنها غالباً در حد درك محسوسات بوده و با برهان و استدلال عقلى آشنايى ندارند ، اينها از راه بيم و نويد و بيان مواعظ و عبرت‌هاى تاريخ ، به‌سوى حقّ دعوت مىشوند ، در مورد اين عده استدلال خشك و چوبين كارساز نيست . دستهء سوم معاندين هستند . آنان ادعائى بر خلاف دعوت حق مطرح مىكنند و بدون اينكه برهانى بر آن اقامه نمايند همواره آن را از روى لجاجت تكرار مىكنند ، راه دعوت اين عده ، نخست خلع سلاح آنهاست ، با آنها بايد به مناظره نشست و بعد از گفتن سلاح ، با دلايل قطعى آنها را محكوم ساخت . اين همان جدال احسن مىباشد ، پس جدال احسن نه تنها جايز بلكه از جمله سه راه دعوت خلايق به حقّ شمرده مىشود .

2 - جدل غير احسن

چنانچه از آيه دريافتيم جدال راهى براى بيان واقعيّات است ، طبيعى است براى بيان حقّ ، بايستى از مسيرى سالم بهره گرفت ، لذا بهره گيرى از كذب ، افتراء ، تهمت ، شهادت زور ، و . . . براى رسيدن به آن و به تعبير ديگر بهره گيرى از باطل براى رسيدن به حقّ ، صحيح نيست ، چنين سيرى مصداق همان اصطلاح مادىگرايان است كه
هامش
( 1 ) - ما به اندازه عقل مردم با آنان سخن ميگوئيم . ( بحار الانوار - جلد 1 - صفحه 85 و 106 و جلد 2 - صفحه 242 ) .