« لانّ ابى سببا لحياتى الفانية و معلّمى كان سببا لحياتى الباقية » « 1 »
بديهى است احترام اين قشر از فرايض مهم بوده و هتك حرمت آنها جايز نيست .
متأسفانه وجود علماء سوء از طرفى و سير نزولى اخلاق حسنه در بين عوام ، موجب جدائى آنها از علماء وارسته مىگردد .
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
« سَيَأْتى زَمانٌ عَلىَ النَّاسِ يَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَماءِ كَما يَفِرُّ الْغَنَمُ مِنَ الذِّئْبِ ، ( فاذا كان ذلك ) ابْتَلاهُمُ اللَّهُ تَعالى بِثَلثَةِ اشْياءَ ، الْاوَّلُ : يَرْفَعُ الْبَرَكَةُ مِنْ امْوالِهِمْ وَ الثَّانى : سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً جائراً وَ الثَّالِثُ : يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيا بِلا ايمانِ » « 2 »
سادات
سلسلهء جليلهء سادات « 3 » مخصوصاً اولاد على عليه السلام و حضرت صديقهء طاهره عليها السلام از آن نظر كه قرابت با رسول خدا صلى الله عليه و آله دارند مورد احترام عموم مسلمانان مىباشند .
طبيعى است كه در ميان اين عده ، افرادى وجود دارند كه براى اجداد طاهرين خود ، مايه عزت نبودهاند ، حرمت آنها را نگاه نداشته و دستوراتشان را عملى نساختهاند .
البته سادات چون علماء دين از مقررات اسلامى استثناء نيستند و اگر كسى از
هامش
( 1 ) - پدرم موجب زندگى فانى من و استادم عامل حيات باقى من است .
( 2 ) - زمانى بر مردم خواهد آمد كه چنانچه گوسفند از گرگ فرار مىكند از علماء مىگريزند ، در آن زمان خداوند آنان را به سه چيز مبتلا مىسازد : اول آنكه بركت را از اموالشان مىگيرد ، دوم آنكه سلطانى ظالم بر آنها مسلط مىسازد و سوم آنكه بى ايمان از دنيا مىروند . ( سفينة البحار - جلد 2 - صفحه 220 ) .
( 3 ) - تمام فرزندان هاشم كه جد اكبر رسول خدا صلى الله عليه و آله ( رسول خدا - عبداللَّه - عبدالمطلب - / هاشم ) مىباشد سيّد محسوب مىشوند .