تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
جان سپارد . به هرحال هيچكس جز خود آدمى و خالق او از سرنوشت خويش باخبر نيست و لذا هر گونه بدبينى نسبت به بلاى ديگران و حمل آن به بدى آنها مشروع نيست .

استبداد

هر انسانى را كه خداى آفريده داراى افكار و نظراتى خاص خود است و هيچ دو انسانى نيست كه مثل هم بينديشند و لذا اختلاف‌نظر در جزئيات جزء لاينفك زندگى انسانى است . در اين راستا تحميل عقيدهء خود بر ديگران و اعمال نظر بدور از مشورت ، عمل نامطلوب بوده و استبداد در رأى محسوب مىشود . علاوه اينكه بر ميزان خطا و لغزش در كارها مىافزايد . قال على عليه السلام : « الْمُستَبِدُّ مُتَهَوِّرٌ فِى الْخَطاءِ وَالغَلَطِ » « 1 » منشاء اين عمل عجب و كبر بوده چنين كسى از افتادن در دام خطرات مصون و محفوظ نيست ، همان امام همام مىفرمايند : « وَقَدْ خاطَرَ مَنِ اسْتَغْنى بِرأيِهِ » « 2 »

تحميل عقيده با زور

استفاده از قدرت و زور بازو ، وصفى انسانى نيست ، چنين چيزى در ميان حيوانات كه از قدرت عقلانى بدورند ، رايج است . قال على عليه السلام : « انَّ العاقِلَ يَتَّعِظُ بالآدابِ وَالْبَهائِمُ لاتَتَّعِظُ الّا بِالضَرْبِ » « 3 »
هامش
( 1 ) - خود رأى در خطا و اشتباه كارى ، بى باك است . ( غررالحكم ) . ( 2 ) - هركس به رأى خود قناعت كند خود را به خطر افكنده است . ( نهج البلاغه - حكمت 202 به ترتيب فيض و 211 به ترتيب صبحى ) . ( 3 ) - عاقل با اندرز پند مىپذيرد و چهارپايان جز با زدن راضى به كارى نمىشوند . ( نهج البلاغه - نامه 31 ) .