فرمودهاند :
« لَيْسَ يُحْييها بِالْقَطْرِ ، وَلكِنْ يَبْعَثُ اللَّهُ رِجالًا فَيُحْيُونَ بِالْعَدْلَ فَتُحْيَا الْارْضُ لِاحْياءِ الْعَدْلِ وَلَاقامَةُ حَدٍ فيهِ انْفَعُ فِى الْارْضِ مِنَ الْقَطْرِ ارْبَعينَ صَباحاً » « 1 »
سخن از عدل و بيان اهميت آن بدون اشاره به آئينهء تمام نماى عدل و تنها مجرى عدالت بعد از ارتحال نبى مكرم صلى الله عليه و آله ، يعنى وجود مقدس حضرت امير عليه آلاف التّحيَّة والثَّناء ممكن نيست .
آن حضرت در لحظات آغازين حكومت خود به جاى بذل و بخشش و اعطاء امتياز ، در مورد آنچه كه عثمان به ستم بخشيده بود ، فرمودند :
« وَاللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّساءُ وَمُلِكَ بِهِ الْاماءُ لَرَدَدْتُهُ ، فَانَّ فِى الْعَدْلِ سَعَةً وَمَنْ ضاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ اضْيَقُ » « 2 »
تبعات افراط و تفريط
آنچه گفته شد اهميت اجراى عدالت در حقّ ديگران و در جامعه بود ، امّا مهمترين بخش عدالت ، اجراى آن در حقّ خود است .
قال على عليه السلام :
« غايَةُ الْعَدْلِ انْ يَعْدِلَ الْمَرْءُ فى نَفْسِهِ » « 3 »
هامش
( 1 ) - نه اينكه به سبب باران زنده مىكند بلكه مردانى را برمىانگيزد كه عدل را احياء مىكنند و زمين بهواسطه احياء عدل زنده مىشود ، چراكه اقامهء حدود الهى در زمين از چهل روز باران برتر است . ( التهذيب - جلد 10 - صفحهء 146 ) .
( 2 ) - به خدا سوگند ، اگر عطاياى بيهوده بخشيده شده از بيت المال را بيابم به صاحبانش باز مىگردانم ، گرچه زنانى با آن تزويج شده و يا كنيزانى خريدارى شده باشند ، چراكه عدالت گشايش مىآورد و آنكه عدالت بر او سنگين است ، تحمل ستم سنگينتر خواهد بود . ( نهج البلاغه - خطبه 15 ) .
( 3 ) - نهايت عدالت اين است كه آدمى در كار خود عادل باشد . ( غررالحكم ) .