قلمها را با زر و زور ، به جاى گسترش دين ، به دفاع از خود وامىدارد .
شيعه يك گروه اسلامى است ؛ به خداى واحدى كه تمام صفات كمال را داراست ، معتقد است ؛ نبوت پيامبر و اعجاز قرآن را به جان و دل پذيرفته است ، به حشر و نشر اذعان دارد ؛ وصايت پيشوايان ، از غدير خم تا مهدى را با صدها برهان عقلى و نقلى براى خود برهانى كرده است ؛ و لذا سكوت و ركون در برابر ستم را جايز ندانسته و نمىداند و هزاران بار تقاص اين عقيده را پس داده است .
آيا سزاست اينك با موهومات خود ساخته ، مشرك شمرده شود و كشتن او واجب گردد .
البته در هيچگاه تاريخ ، شيعه از كشته شدن نهراسيده و آن را فوز عظيم دانسته است ؛ او كه پيشوايان خود را در اين راه قربانى ديده ، از اين اوهام دشمنان ديرينهى اسلام از بنى اميه و لعاب عوض كردههاى امروزى ، هراس نداشته و ندارد . اما اليس الصّبح بقريب .
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 434
مساهمون: على غضنفرى
ص٤٣٤