مىدانند چنين فتواهايى برداشت شخصى آنهاست كه به نظر ديگر از گروههاى اسلامى ، بىپايه و بدون استناد عقلى و شرعى است .
مىدانند تكفير طايفهاى از طوايف مسلمانان و ريختن خون آنان و چپاول اموال آنان ، خطايى بزرگ و نابخشودنى و بدعتى ويرانگر است .
مىدانند شرك و كفر بار معنايى معين دارد .
ناديده گرفتن خدا ، كفر و ستايش كسى با وى ، شرك است . بىشك مسلمانى كه هر روز حداقل ده بار « اياك نعبد » مىگويد ، او نه مشرك است و نه كافر ، و بلكه چنين پندارى دربارهى وى گناه كبيره بوده و ضمان شرعى در دنيا داشته و موجب عذاب اليم در آخرت خواهد بود .
جاى اين پرسش است كه چرا با استبداد در رأى ، ديگران مكلف به پذيرش آرايى شخصى گردند ؟
حاصل اين تنگنظرىهاى نابخردانه چيست ؟ چه كسى از آن سود مىبرد ؟
اسلام و مسلمانان يا دشمنان اسلام ؟
آيا همين فتواهاى نابخردانه از سوى اين عده معدود نيست كه باعث شده است ، كشورهاى اسلامى جولانگاه طمع ورزان عالم شود و آبرو و جان و مال مسلمانان به يغما رود ؟ عدهاى اندك كه سرمايههاى هنگفت خود را به شيوههاى مختلف ، صرف دشمنى با اهل بيت پيامبر مىنمايند ، و در برابر بيداد بيدادگران و ستم ستمگران به حريم مسلمانان ، لب به سخن ، جز در راستاى تثبيت منافع آنان نمىگشايند .
ترديدى براى هيچ روشنفكرى نيست كه اين فتاواى سياسى براى ترويج دولتهاى ستمگر در تاريخ بوده است و با هيچ اصلى از اصول مورد قبول اهل سنت مطابق نيست .
آه ! چه بد است قلمى كه به جاى ترويج دين ، به هجو دينداران مىپردازد و نيز
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 433
مساهمون: على غضنفرى
ص٤٣٣