ابو بكر جصاص در « احكام قرآن » ، بيهقى در « سنن » ، بيضاوى ، ابن كثير ، سيوطى ، شوكانى ، آلوسى در تفاسير خود ، با ذكر رواياتى از ابن عباس ، ابى بن كعب ، عبد اللّه بن مسعود ، عمران بن حصين ، حبيب بن ثابت ، و نيز تابعانى چون سعيد بن جبير ، قتاده ، مجاهد و . . . اين آيه را مربوط به ازدواج موقت دانستهاند . « 1 »
5 - برخى ادعاى نسخ اين آيهى شريفه را نمودهاند ، گفتنى است كه ايدهى نسخ آيه ، فرع بر دلالت آيه بر ازدواج موقت است ، پس در صورتى كه آيه دلالت بر ازدواج موقت نمايد ، احتمال نسخ قابل بحث است و بايد با برهان اثبات شود . ابن عباس مىگويد : اين آيه محكم است و نسخ نشده است . « 2 »
عمران بن حصين نيز مىگويد : نزل فيه القرآن فمات رسول اللّه و لم ينه عنها و لم ينسخها شىء . « 3 »
« دربارهى متعه ، آيهى قرآن نازل شد و پيامبر از دنيا رفت و از آن نهى ننمود و آن را نسخ نكرد . »
علاوه اينكه نسخ قرآن با روايت واحد چه رسد به قول صحابه ، اول نزاع است و نزد همهى بزرگان علمى اهل سنت و شيعه به سادگى پذيرفتنى نيست .
روايات
روايات وارده در منابع اهل سنت ، دربارهى وجود ازدواج موقت در زمان پيامبر بسيار است ، برخى از اين روايات عبارت است از :
1 - جابر مىگويد : « ما در زمان رسول خدا و ابو بكر متعه مىكرديم . سپس عمر از
هامش
( 1 ) - ر . ك : تفسير جامع البيان ، ج 5 ، ص 18 ؛ تفسير در المنثور ، ج 2 ، ص 140 .
( 2 ) - ر . ك : تفسير در المنثور ، ج 2 ، ص 140 ؛ تفسير الجامع لاحكام القرآن ، ج 5 ، ص 132 .
( 3 ) - مسند احمد ، ج 4 ، ص 429 .